آرمان تبریز-محمدصفریان مقدم ؛هر چه ابعاد حادثه ای بزرگتر و درس های آن به آرمان های انسانی نزدیکتر باشد همچون درختی بر عظمت ، شاخ و برگ و ثمر آن در طول زمان افزوده خواهد شد. حال چنانچه این حادثه در صراط حق و حرکت به سوی معبود باشد شجره طیبه ای خواهد بود که گرد کهنگی به خود نمی گیرد و بوی حیات بخشش با گذشت اعصار و قرون روح پرورتر شنیده می شود.
به گزارش خبرنگارما در تبریز ،اربعین حسینی ریشه در بعثت و غدیر دارد و علنی شدن آن بعد رحلت رسول الله مشهود است. علی ( ع ) خانه نشین می شود، عده ای پس از ضربت خوردنش در محراب مسجد؛ می گویند مگر پسر ابیطالب نماز هم می خواند!؟
امام حسن مجتبی با دسیسه اهریمنان زمان به شهادت می رسد.حالا با این همه زمینه چینی و بستر سازی بندگان زر و زور تشنه به خون حسین؛ دیگر سرور جوانان اهل بهشت هستند. سالیان متمادی بر علیه خاندان رسول الله تبلیغ کرده اند و افراد سست
عنصر و دنیا پرستان را پیرامون خود گرد آورده اند. آنقدر بر طبل دشمنی و کینه ورزی کوبیده اند اهل جهل و جمود می گویند:
یک خارجی بر ضد خلیفه باطل قیام کرده اند. هیهات که حق در برابر باطل کم فروغ شود و حسین ابن علی خورشید تابان بشریت در فراخنای زمان می شود.
مراسم اربعین را از ابعاد مختلف می توان بررسی کرد و جایگاهی شایسته بدان تعریف نمود.
جمع شدن مسلمانان علی الخصوص شیعیان در بزرگداشت و مراسم اربعین حسینی نشان از پویایی و محدود نشدن قیام عاشورا دارد. بستری فرهنگی به وجود آورده است که سطر به سطرش حیات تازه ای در کالبد روح به خواب رفته انسان امروزی می دمد.
این اتفاق چنان بزرگ است، تمام سیاستمداران و تحلیلگران سیاسی را به حیرت وا می دارد.از عظمت تفکر شیعه، مسدود نشدن راه جهاد و شهادت پرده بر می دارد و مصباحی می شود در راه حرکت بشر به طرف روشنایی و ذلت ناپذیری.
اجتماع بزرگ شیعیان از تمام دنیا در کربلا از زنده بودن مکتبی سخن می گوید که، طومار تمام محاسبات و نقشه های ضد بشری را در هم می پیچد و گلستانی در سبیل الله می شود تا بشر راه خود را گم نکند و مؤمنان امیدوارانه بر وعده صادق خداوند راه خود
را بپیمانند.
حاکمیت حق نه تنها در برابر باطل تسلیم نمی شود بلکه برای از میان برداشتن آن تلاش می کند.حکومت حق باطل زدایی می کند و باطل را در لباس حق نمی پذیرد. راهی که اباعبدالله (ع) با قیام خود از کلام الله متجلی ساخت.
« بل نقذف بالحق علی الباطل فیدمغه فاذا هوزاهق » انبیاء/۱۸