به گزارش مهر تبریز،۷ عصر دیروز بود که قدم به میهمانی باشکوه روز خبرنگار گذاشتم. یک میهمانی باشکوه و صمیمی، از جنس خودمان. فضا خودمانی بود و صمیمی، آنقدر صمیمی که حتی مدیران و مسئولان استانی هم از قالب رسمی خود خارج شده بودند. قیافه ها برخلاف همیشه شاد بود و بشاش، گویی لبخند رضایتی بر تمام لب ها حک شده بود. به رسم میزبانی تمام بزرگان حاضر در جمع را در صف اول نشانده بودیم تا بگوییم، یک خبرنگار چه میهمان باشد و چه میزبان، آنقدر خاکیست که ردیف برایش مفهومی ندارد.

بازار حال و احوال پرسی آنقدر گرم بود که به نظرم هیچ چیز نمی توانست، کمی تب آن را بگیرد، مگر لذت گوش دادن به یک موسیقی. صدای علی کاظم زاده و علی تنها دو خواننده تبریزی از دو جنس متفاوت، لحظات نابی را برای اصحاب رسانه رقم زدند. بعد از دو ساعت گفت و شنود، از جنس غیر خبری، در نهایت نوبت به ضیافت شام رسید، تا نفسی تازه کنیم و دوباره از حال هم خبر بگیریم. و در نهایت بعد از شام، وقت خداحافظی رسید و وداعی یکساله با تنها روزی که به کام ما رسانه ای ها است.

گرچه مراسم روز خبرنگار چند ساعتی بیش نبود، اما در همین چند ساعت ما خیلی از حرف ها را به گوش مسئولان رساندیم، بدون اینکه از کسی مطالبه ای داشته باشیم. اینکه کجا، چطور و چرا دور هم جمع شده بودیم، خود گویای خواسته اصلی ما بود. دیروز ما در عمل به مسئولان نشان دادیم که اگر قرار است، میزبان قشر خستگی ناپذیر خبرنگاران باشد، بهتر است قبل از هر چیز شأن و جایگاه واقعی ما را بشناسند.

ما دیروز اعتراض کردیم به کسانی که از میهمانان خبرنگار خود در یک مکان کوچک و نه چندان مناسب پذیرایی می کنند و به قول خودمان رسم میزبانی را خوب به جای نمی آورند. نه اینکه اهل تشریفات باشیم و بریز و بپاش، نه اما دلمان می خواهد همه بدانند، شأن خبرنگار در هر شرایطی باید حفظ شود.

 b24246

ساناز شهابی

print