• تاریخ انتشار خبر : چهارشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۵ | کد خبر : 3979
  • داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
    گردش در چرخه معیوب فرهنگی و باز تولید آن در ایران
    مهرتبریز: حادثه تلخ آتش سوزی ساختمان پلاسکو در تهران، در هفته جاری، دل تمام مردم ایران را به درد آورد. حادثه ای که می توانست اتفاق نیافتد، می توانست با وجود تجهیزات کافی آتشنشانانی کم ترین تلفات انسانی را داشته باشد و می توانست با همکاری مردم بخش زیادی از حجم فشارهای روحی و جسمی امدادگران کاسته شود، اما این توانستن ها، قربانی تمام ناتوانی های ما انسان ها شدند، افرادی که امروز زیر خروارها خاک و آهن خوابیده اند، قربانی ندانم کاری های خودمان هستند، احمال کاری ها، بی تفاوتی ها، سهل انگاری ها، کمبودها، همه و همه دست به دست هم دادند تا این تراژدی تلخ را برای مردم ایران رقم بزنند.

    به گزارش مهرتبریز، اما از آلام این تراژدی تلخ که بگذریم، این روسیاهی فرهنگی مان است که جلوه گر می شود، این حادثه به هر حال بعد از مدتی از یادها پاک می شود، اما فرهنگ نه! رفتار اجتماعی نه! خودخواهی ها نه! بی انصافی ها نه و سلفی ها نه!

    دوست ندارم، قضیه را احساسی کنم، اما واقعا نمی توانم رفتار افرادی را که در هیاهوی رنج و مشقت آتشنشانان، خانواده های نگران قربانیان و مردم ایران، با اشتیاق تمام مشغول سلفی گرفتن از خود و عذاب مردم پشت سرشان بودند را درک کنم! اگر اسمش را قساوت قلب نگذاریم، خودخواهی اجتماعی هم نگوییم، پس با چه دلیل و منطقی می توان این رفتارهای نابهنجار را تفسیر کرد.

    این حادثه که گذشت، اما ترسم از این است که فردا روز ایران، شاهد صحنه ای دیگر از این سلفی های خشن باشد و این برای جامعه ما سمی مهلک است که اصول انسانی و اخلاقی مان را به شدت تهدید می کند.

    اما جدای از برداشت های شخصی خود، بهتر می دانم، این آسیب اجتماعی را از دید یک جامعه شناس نگاه کنم!

    وحید زادشم پور، دارای دکترای جامعه شناسی در خصوص سلفی های اخیر حادثه آتش سوزی ساختمان پلاسکو و موارد مشابه از اصطلاح بازتولید معیوب فرهنگی استفاده می کند و می افزاید: در مباحث مکتب فرانکفورت واژه ای اساسی وجود دارد که همانا تحت عنوان صنعت فرهنگی از آن یاد می شود. در مفهومی ساده صنعت فرهنگ بیان کننده روندی است که الگوهای فرهنگی، ناخواسته بر اثر تبلیغات عینی و ذهنی به روی افراد مؤثر بوده و منتج به استفاده شخص از آن الگو می گردد. این می تواند مرحله نخستین تأثیرپذیری باشد. الگوی ارائه شده، پس از مدتی حالت کاربردی به خود می گیرد و مردم با رفتارهای جمعی به تدریج آن الگو را اشاعه می دهند و در قدم بعدی، الگو جهانی می شود. مصداق های زیادی برای این امر وجود دارد، داروهای لاغری، برندینگ و صنعت برندینگ، چالش های شبکه های اجتماعی و …

    زاد شم پور ادامه می دهد: قدم سوم در این فرایند، بازتولید الگو است. برخی اوقات یک الگو در مدت کم همه گیر و بلافاصله از بین می رود ولی در بسیاری موارد به خصوص زمانی که الگو کالایی تجاری باشد، یا الگو طبقه اجتماعی فرد را تحت تأثیر قرار دهد، باز تولید می شود که تحت عنوان باز تولید فرهنگی از آن یاد می شود. در فرهنگ و مباحث مربوط به آن واژه ای به غلط مصطلح شده است تحت عنوان “فرهنگ سازی” که از طرف مقامات، مسئولین، ژورنالیست ها و سایر افراد به وفور استفاده می گردد.

    این جامعه شناس تأکید می کند: لازم به یادآوری است که فرهنگ ساخته نمی شود، بلکه فرهنگ وجود داشته و خواهد داشت. بهتر است بگوییم الگوسازی فرهنگی که به تحت سه گونه مکانیزم خلق الگوی جدید فرهنگی، تقویت الگوی موجود و تضعیف الگوی موجود عمل می کند، به تولید الگوهای فرهنگی انضمامی و انتزاعی ناشی از رفتار جمعی منجر می گردد که بزرگترین ضعف در ایران در همین بازتولید فرهنگ (مواردی که مورد وفاق عرف می باشد) نهفته است.

    زادشم پور می افزاید: الگوی فرهنگی سلفی( عکس با خود) یا اشاعه مطالب و به اشتراک گذاشتن موارد، الگویی است که از غرب با پیشرفت تکنولوژی به ویژه اینترنت، موبایل و شبکه های اجتماعی در جهان بسط و نشر یافته است. در این روند و کنش الگویی، ما شاهد دو نوع ارائه الگو هستیم؛ یکی در غرب و دیگری در کشور خودمان.

    الگوی غربی بر پایه ارزش های اخلاقی، انسانی با خرد نهادی و حقوقی بوده ولی الگوی ایرانی صرفا بر مبنای ارائه و کنش الگویی و یک بازتولید بدون پشتوانه و بی ریشه بر مبنای هیچ از فرهنگ غربی و شرقی و فقط و فقط بر ابراز شرایط تفوق وار فردی و ارتباطی استوار است.

    وی بیان می کند: شرایط آگاهی و آموزش در کشور، شرایط اقتصادی و به نوعی انفحار تکنولوژیک و ارتباطی، کم توجهی به عرف و ارزش های اخلاقی و انسانی به قانونی بودن تمام موارد حل و فصل تقابلات و تعاملات، رشد بورژوازی بر مبنای نوکیسگی و سایر عوامل، همه و همه دست در دست هم، در خلق یک الگوی کپی غربی بر مبنای هیچ و از طرفی بازتولید همان الگو به عنوان سرمایه اجتماعی ( که برداشت غلط از همین الگو است) منجر به به دست آوردن نوعی تحرک اجتماعی مثبت و صعودی شده و در نهایت ما شاهد یک بازتولید الگویی نابهنجار و معیوب در کشور هستیم.

     

    ساناز شهابی

    داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
    تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب تابناك وب