آیت الله آل هاشم به مثابه الگوی فقه سیاسی
آیت الله آل هاشم به مثابه الگوی فقه سیاسی
مهر تبریز: مردمی بودن، با مردم زیستن و برای مردم زیستن در شادی و غم هایشان بخشی از فرایند فعال نگه داشتن سنسورهای شناخت جامعه است که دست فقیه را برای سیاست و اجتهاد باز نگه می دارد.

به گزارش مهر تبریز، نخستین بار ارسطو بود که بین حیات سیاسی و حیات طبیعی انسان ها تفاوت ملموسی را تبیین نمود. این تفکیک و شقاق بعدها در علوم سیاسی  و اجتماعی مبنایی شد برای شکل گیری بخش مهمی از نظریات و اندیشه های سیاسی. در واقع بعد این تفکیک یک سئوال فلسفی مهم طرح شده بود که آیا حیات های طبیعی انسان ها برسازنده سیاست ها است و یا حیات های سیاسی است که حیات های طبیعی را تعین می بخشند؟

اما در عالم اسلام، فارابی نخستین فیلسوفی (شیعه اثنی عشری) بود این تفکیک را طرح نموده و طبق مدل اندیشه اسلامی در صدد ارائه طریق برآمد. او در طرح مدینه فاضله و نقش عقل فعال (روح الامین) بذر یک ترکیب فلسفی-سیاسی را  کاشت. در طرح فارابی، هر دوی این حیات ها مهم در نظر گرفته شده اند و حیات یکی بدون دیگری بی معنا است. این نگاه بعدها در فقاهت شیعی نیز بازتولید می شود و در تبیین الگوی فلسفه سیاسی شیعه نقش ایفا می کند.

برای فهم بهتر مساله می توان از نقش عرف در اجتهاد سخن به میان آورد. عرف هرچند در شیعه مانند اهل سنت از  منابع مستقل اجتهاد  نیست اما در سه حوزه تبیین موضوعی حکم، تنقیح ظهور الفاظ و استنباط حکم شرعی نقش اساسی ایفا می کند. نکته بر سر همین عرف است که معنایی جز عقول مسلمین ندارد و  سرنخ بسیاری از ایده های حکمرانی در جهان است. حال اگر به اندیشه سیاسی اسلامی  برگردیم و بر اساس اصل این همانی سیاست و دیانت (فقاهت) سخن بگوییم، استنباط نظر عرف، نه تنها یک الزام مهم و اساسی برای اجتهاد، بلکه یک مزیت مهم برای حکمرانی است.

در این بستر است که فقیهی مانند آیت الله سید محمدعلی آل هاشم نه به مثابه یک فرد بل در قامت یک الگو و پدیده ظهور می یابد. وی در  بدو ورود به کارزار رسمی حکمرانی (نماینده ولی فقیه نماینده عالی ترین تراز حکمرانی در استان هاست) توانست در کوتاه مدت، تحولی را در خود امر امامت جمعه ایجاد نماید. بسط امامت جمعه به روزهای هفته، رها کردن جایگاه امامت جمعه از نقش های کلیشه ای بود به نفع ارتقای جایگاه فقیه به امام جماعت. یعنی جایگاه راهبر همه جانبه حیات طبیعی و سیاسی مردمان استان.

از میان بر داشتن میله های جداکننده مردم عادی از مدیران حکمران در نماز جمعه ، استعاره ای بود از میان برداشتن مرزها، مرزهایی که هرچند ناخودآگاه در جامعه وجود دارد اما حذف نمادهای آن می تواند طلیعه ای باشد از ظهور یک تراز جدید در سیاست. من بخش مهمی از  این تحولات را در درک درست ایشان از عرف می دانم. دلیل آن هم مشخص است. وقتی با مردم و مثل مردم زندگی می کنی، لابد شناخت واقعی تری از ایشان داری و این همان نکته مهمی است که باید آن را حلقه مفقوده حکمرانی امروزی دانست. مردمی بودن، با مردم زیستن و برای مردم زیستن در شادی و غم هایشان بخشی از فرایند فعال نگه داشتن سنسورهای شناخت جامعه است که دست فقیه را برای سیاست و اجتهاد باز نگه می دارد. کوتاه سخن آنکه، آل هاشم به مثابه الگویی است برای همه کسانی که دل به فقاهت شیعه دارند و می خواهند برای تحقق مدینه فاضله حکمرانی مطلوب را اعمال کنند.

 

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیازات ۵ از ۵