استقلال مس، زمانی معنا دارد که از دل معدن، آینده‌ای ماندگار برای منطقه ساخته شود
استقلال مس، زمانی معنا دارد که از دل معدن، آینده‌ای ماندگار برای منطقه ساخته شود
مهرتبریز- در آستانه سفر رئیس‌جمهور به استان، دوباره سخن گفتن از «استقلال مس سونگون» نباید صرفاً به یک مطالبه اداری، تغییر تابلو، تشکیل یک شرکت جدید یا جابه‌جایی چند مدیر محدود شود. پرسش اصلی بسیار بنیادی‌تر است: این ثروت عظیم و تمام‌شدنی، در مقابل آنچه از سرزمین ورزقان و منطقه ارسباران گرفته، چه چیزی برای مردم ورزقان، اهر و نسل‌های بعد باقی خواهد گذاشت؟

استاندار آذربایجان شرقی در ۱۷ مرداد ۱۴۰۵ صراحتاً اعلام کرد که استقلال مس سونگون از شعارهای انتخاباتی دکتر پزشکیان بوده و با وجود تشکیل شرکتی با عنوان «شمسا» روی کاغذ، فرآیند استقلال هنوز باید ادامه پیدا کند. او در عین حال بر تکمیل زنجیره ارزش، انتقال حساب‌ها، سهم استان از مالیات و ارزش افزوده و توسعه زیرساخت‌ها تأکید کرده است.
همین سخنان نشان می‌دهد بحث استقلال هنوز زنده است؛ اما اکنون زمان آن رسیده که تعریف ما از استقلال کامل‌تر شود.
استقلال واقعی یعنی مردم منطقه بتوانند بدانند چه میزان ثروت از این خاک خارج شده، چه میزان درآمد ایجاد شده، چه مقدار آن به منطقه برگشته، چه خسارت‌هایی به محیط‌زیست و منابع طبیعی تحمیل شده و برای روزی که معدن دیگر وجود نداشته باشد، چه سرمایه‌ای ساخته‌ایم.
یک معدن عظیم؛ اما ترازنامه منطقه کجاست؟
بر اساس آماری که مدیر مجتمع مس سونگون در سال ۱۴۰۴ اعلام کرده، ذخیره زمین‌شناسی سونگون به حدود ۵ میلیارد تن رسیده و حدود ۲۳ درصد ذخایر زمین‌شناسی مس ایران را تشکیل می‌دهد. البته برآوردهای سال‌های گذشته پایین‌تر از این رقم بوده‌اند و همین تفاوت آمارها نیز ضرورت انتشار یک گزارش فنی رسمی و به‌روز درباره ذخیره قابل استخراج، عیار و عمر معدن را نشان می‌دهد.
ظرفیت اسمی فعلی مجتمع حدود ۳۰۰ هزار تن کنسانتره مس در سال اعلام شده و مدیریت فعلی مجتمع می‌گوید تولید سال‌های اخیر حتی از ۳۳۰ هزار تن عبور کرده است. فاز سوم تغلیظ نیز قرار است حدود ۴۵۰ هزار تن بر ظرفیت کنسانتره بیفزاید و پروژه کاتد، زنجیره تولید را به سمت محصول نهایی‌تر سوق دهد.
پس با یک بنگاه کوچک محلی روبه‌رو نیستیم؛ با یکی از مهم‌ترین منابع ثروت معدنی کشور مواجهیم.
اما یک سؤال ساده هنوز پاسخ عمومی و روشنی ندارد:
از آغاز بهره‌برداری صنعتی سونگون تاکنون، ارزش کل ماده معدنی استخراج‌شده و محصولات تولیدشده چه میزان بوده و سهم واقعی ورزقان، اهر و آذربایجان شرقی از این ثروت چه بوده است؟
وجود آمار تولید به تنهایی کافی نیست. مردم باید «ترازنامه منطقه‌ای مس» را ببینند؛ درآمد، مالیات، حقوق دولتی، اشتغال، خرید محلی، مسئولیت اجتماعی و در مقابل، هزینه‌های محیط‌زیستی و اجتماعی.
چه چیزهایی به دست آورده‌ایم؟
بی‌انصافی است اگر دستاوردهای مس سونگون نادیده گرفته شود. این مجموعه برای هزاران نفر فرصت شغلی مستقیم و غیرمستقیم ایجاد کرده، بازار بزرگی برای پیمانکاران و تأمین‌کنندگان ساخته و در سال‌های اخیر بخشی از پروژه‌های زیرساختی منطقه نیز با منابع شرکت مس پیش رفته است.
بزرگراه خواجه ـ ورزقان، مسیر ورزقان ـ نوردوز، پروژه‌های آموزشی، درمانی و عمرانی از جمله مصادیق آن هستند. در سال ۱۴۰۴ نیز عملیات احداث ۱۸ مدرسه شامل ۸۸ کلاس درس در شهرستان ورزقان با اعتبار اعلامی ۲۵۰ میلیارد تومان و با اتکا به مسئولیت اجتماعی مجموعه مس آغاز شد.
در حوزه محیط‌زیست نیز پروژه جنگل‌کاری ۴۰۰ هکتاری در ارسباران با برنامه کاشت ۱۶۰ هزار اصله نهال آغاز شده است.
در اهر نیز سرمایه‌گذاری مس در تأسیسات فاضلاب و استفاده از پساب برای تأمین آب صنعتی، یکی از نمونه‌هایی است که می‌تواند در صورت اجرای صحیح، هم زیرساخت شهری ایجاد کند و هم فشار صنعت بر منابع آب شیرین را کاهش دهد. قرارداد سرمایه‌گذاری در تأسیسات فاضلاب اهر و مرند نیز پیش‌تر با مشارکت شرکت مس منعقد شده بود.
اینها دستاوردند و باید دیده شوند.
اما مسئله این است که آیا مجموع این اقدامات متناسب با مقیاس ثروتی است که از منطقه برداشت می‌شود و متناسب با هزینه‌ای است که منطقه تحمل می‌کند؟
این مقایسه تاکنون به شکل شفاف در اختیار افکار عمومی قرار نگرفته است.
چه چیزهایی را از دست داده‌ایم؟
معدنکاری ذاتاً فعالیتی بدون هزینه نیست.
هر تن کانسنگی که از دل کوه بیرون می‌آید، دیگر به طبیعت بازنمی‌گردد. معدن روباز، شکل زمین را تغییر می‌دهد؛ باطله تولید می‌کند؛ راه، آب و انرژی مصرف می‌کند و اگر استانداردهای سختگیرانه اعمال نشود، می‌تواند بر آب، خاک، تنوع زیستی، کشاورزی و زیستگاه‌های اطراف تأثیر بگذارد.
در مورد سونگون این نگرانی صرفاً یک ادعای رسانه‌ای نیست. مدیرکل حفاظت محیط‌زیست آذربایجان شرقی در سال ۱۴۰۲ اعلام کرد بررسی‌ها افزایش غلظت فلزات سنگین از جمله مس و آهن در آب پخیرچای را نشان داده و مجتمع موظف به احداث تصفیه‌خانه شده است.
پس مطالبه محیط‌زیستی، مقابله با صنعت و تولید نیست. اتفاقاً دفاع از آینده صنعت است.
منطقه ورزقان در همسایگی یکی از ارزشمندترین اکوسیستم‌های کشور، یعنی ارسباران، قرار دارد. هر میزان توسعه معدنی باید با یک برنامه روشن احیا و جبران همراه باشد. سؤال این است که تاکنون چند هکتار از عرصه‌های طبیعی مستقیماً یا غیرمستقیم تحت تأثیر قرار گرفته‌اند؟ چند هکتار احیا شده‌اند؟ وضعیت آب‌های سطحی و زیرزمینی چگونه تغییر کرده است؟ حجم سالانه برداشت آب معدن چقدر است؟ کیفیت پخیرچای و سایر آبراهه‌ها طی ۲۰ سال گذشته چه روندی داشته است؟
این داده‌ها باید عمومی باشند.
قانون هم گفته است معدن نمی‌تواند فقط برداشت کند
مسئله سهم منطقه صرفاً یک درخواست عاطفی یا محلی نیست.
در گزارش تفریغ بودجه سال ۱۴۰۲ تصریح شده بود که دولت موظف است ۱۵ درصد حقوق دولتی معادن را به خزانه استان و با اولویت شهرستان محل معدن برای توسعه زیرساخت‌ها و رفع آسیب‌های محیط‌زیستی اختصاص دهد. همان گزارش همچنین به تکلیف مربوط به یک درصد فروش معادن برای اصلاح آسیب‌های منابع طبیعی و عوارض محیط‌زیستی اشاره کرده است.
پس سؤال مشخص مردم باید این باشد:
از محل فعالیت مس سونگون در هر سال چه میزان حقوق دولتی وصول شده است؟ سهم قانونی آذربایجان شرقی و شهرستان ورزقان چه مقدار بوده؟ چه میزان تخصیص یافته و دقیقاً در چه پروژه‌هایی هزینه شده است؟
این اطلاعات نباید در میان ده‌ها ردیف بودجه و دستگاه مختلف گم شود.
مسئولیت اجتماعی؛ لطف نیست، باید قابل سنجش باشد
مسئولیت اجتماعی زمانی ارزشمند است که از حالت کمک‌های پراکنده و مناسبتی خارج شود و به یک برنامه توسعه منطقه‌ای تبدیل شود.
ساخت مدرسه، جاده، تأسیسات درمانی، آبرسانی یا حمایت از اقشار آسیب‌پذیر اقدامات مثبتی هستند؛ اما منطقه‌ای که یکی از بزرگ‌ترین ذخایر معدنی کشور را در خود جای داده، باید فراتر از پروژه‌های موردی فکر کند.
باید مشخص شود در هر سال چه میزان بودجه برای مسئولیت اجتماعی تصویب شده، چه میزان هزینه شده، چه پروژه‌هایی نیمه‌تمام مانده‌اند و سهم هر یک از شهرستان‌های متأثر از فعالیت معدن چه بوده است.
مسئولیت اجتماعی بدون گزارش عمومی و شاخص قابل اندازه‌گیری، نمی‌تواند جایگزین توسعه پایدار شود.
استقلال مس دقیقاً یعنی چه؟
اگر استقلال مس صرفاً به این معنا باشد که نام یک شرکت تغییر کند اما تصمیم‌های اساسی، حساب‌های مالی، خریدها، زنجیره ارزش و منافع اقتصادی همچنان در جای دیگری متمرکز باشد، مردم تفاوت زیادی احساس نخواهند کرد.
استقلال مؤثر باید حداقل چند نتیجه ملموس داشته باشد:
نخست، بخش اصلی تصمیم‌گیری مدیریتی و اقتصادی مرتبط با سونگون در آذربایجان شرقی انجام شود.
دوم، حساب‌ها، گردش مالی، مالیات و ارزش افزوده منتسب به فعالیت سونگون به شکل شفاف و قانونی در استان منعکس شود.
سوم، زنجیره ارزش مس از استخراج و کنسانتره تا کاتد و سپس صنایع پایین‌دستی در استان تکمیل شود تا ارزش افزوده، اشتغال تخصصی و کسب‌وکارهای وابسته در منطقه بماند.
چهارم، خرید کالا و خدمات از شرکت‌های توانمند آذربایجان شرقی و به‌ویژه منطقه، به یک شاخص رسمی تبدیل شود.
و پنجم، استقلال باید به معنای پاسخگویی بیشتر به جامعه محلی باشد، نه صرفاً استقلال ساختاری از کرمان یا شرکت مادر.
مس باید برای «روز بعد از مس» سرمایه بسازد
مهم‌ترین مسئله‌ای که در همه این سال‌ها کمتر درباره آن سخن گفته‌ایم این است که سونگون، هرقدر هم عظیم باشد، یک ذخیره تجدیدپذیر نیست.
یک روز معدن تمام خواهد شد.
ممکن است آن روز دهه‌ها فاصله داشته باشد، اما برنامه‌ریزی توسعه‌ای باید امروز آغاز شود.
اشتباه تاریخی زمانی رخ خواهد داد که چند دهه دیگر با کوه‌هایی دگرگون‌شده و ذخیره‌ای تخلیه‌شده روبه‌رو شویم، اما اقتصاد ورزقان همچنان به معدن وابسته باشد.
ثروت معدنی باید در دوران استخراج، به ثروت‌های ماندگار تبدیل شود.
برای ورزقان و اهر این ثروت‌های ماندگار مشخص‌اند:
کشاورزی
باید بخشی از منافع معدن صرف افزایش بهره‌وری آب، اصلاح الگوی کشت، صنایع تبدیلی، برندینگ محصولات منطقه، گلخانه، زنجیره سرد و صادرات محصولات کشاورزی شود.
کشاورزی باید آن‌قدر توانمند شود که پس از پایان معدن نیز هزاران خانوار بتوانند از آن زندگی کنند.
[۰۱/۰۶/۱۴۰۵ ۱۱:۵۰ ق.ظ] dr Baybordi Ahari: مس سونگون؛ سهم ورزقان و اهر از ثروتی که تمام می‌شود چیست؟
استقلال مس، زمانی معنا دارد که از دل معدن، آینده‌ای ماندگار برای منطقه ساخته شود
در آستانه سفر رئیس‌جمهور به استان، دوباره سخن گفتن از «استقلال مس سونگون» نباید صرفاً به یک مطالبه اداری، تغییر تابلو، تشکیل یک شرکت جدید یا جابه‌جایی چند مدیر محدود شود. پرسش اصلی بسیار بنیادی‌تر است: این ثروت عظیم و تمام‌شدنی، در مقابل آنچه از سرزمین ورزقان و منطقه ارسباران گرفته، چه چیزی برای مردم ورزقان، اهر و نسل‌های بعد باقی خواهد گذاشت؟
استاندار آذربایجان شرقی در ۱۷ مرداد ۱۴۰۵ صراحتاً اعلام کرد که استقلال مس سونگون از شعارهای انتخاباتی دکتر پزشکیان بوده و با وجود تشکیل شرکتی با عنوان «شمسا» روی کاغذ، فرآیند استقلال هنوز باید ادامه پیدا کند. او در عین حال بر تکمیل زنجیره ارزش، انتقال حساب‌ها، سهم استان از مالیات و ارزش افزوده و توسعه زیرساخت‌ها تأکید کرده است.
همین سخنان نشان می‌دهد بحث استقلال هنوز زنده است؛ اما اکنون زمان آن رسیده که تعریف ما از استقلال کامل‌تر شود.
استقلال واقعی یعنی مردم منطقه بتوانند بدانند چه میزان ثروت از این خاک خارج شده، چه میزان درآمد ایجاد شده، چه مقدار آن به منطقه برگشته، چه خسارت‌هایی به محیط‌زیست و منابع طبیعی تحمیل شده و برای روزی که معدن دیگر وجود نداشته باشد، چه سرمایه‌ای ساخته‌ایم.
یک معدن عظیم؛ اما ترازنامه منطقه کجاست؟
بر اساس آماری که مدیر مجتمع مس سونگون در سال ۱۴۰۴ اعلام کرده، ذخیره زمین‌شناسی سونگون به حدود ۵ میلیارد تن رسیده و حدود ۲۳ درصد ذخایر زمین‌شناسی مس ایران را تشکیل می‌دهد. البته برآوردهای سال‌های گذشته پایین‌تر از این رقم بوده‌اند و همین تفاوت آمارها نیز ضرورت انتشار یک گزارش فنی رسمی و به‌روز درباره ذخیره قابل استخراج، عیار و عمر معدن را نشان می‌دهد.
ظرفیت اسمی فعلی مجتمع حدود ۳۰۰ هزار تن کنسانتره مس در سال اعلام شده و مدیریت فعلی مجتمع می‌گوید تولید سال‌های اخیر حتی از ۳۳۰ هزار تن عبور کرده است. فاز سوم تغلیظ نیز قرار است حدود ۴۵۰ هزار تن بر ظرفیت کنسانتره بیفزاید و پروژه کاتد، زنجیره تولید را به سمت محصول نهایی‌تر سوق دهد.
پس با یک بنگاه کوچک محلی روبه‌رو نیستیم؛ با یکی از مهم‌ترین منابع ثروت معدنی کشور مواجهیم.
اما یک سؤال ساده هنوز پاسخ عمومی و روشنی ندارد:
از آغاز بهره‌برداری صنعتی سونگون تاکنون، ارزش کل ماده معدنی استخراج‌شده و محصولات تولیدشده چه میزان بوده و سهم واقعی ورزقان، اهر و آذربایجان شرقی از این ثروت چه بوده است؟
وجود آمار تولید به تنهایی کافی نیست. مردم باید «ترازنامه منطقه‌ای مس» را ببینند؛ درآمد، مالیات، حقوق دولتی، اشتغال، خرید محلی، مسئولیت اجتماعی و در مقابل، هزینه‌های محیط‌زیستی و اجتماعی.
چه چیزهایی به دست آورده‌ایم؟
بی‌انصافی است اگر دستاوردهای مس سونگون نادیده گرفته شود. این مجموعه برای هزاران نفر فرصت شغلی مستقیم و غیرمستقیم ایجاد کرده، بازار بزرگی برای پیمانکاران و تأمین‌کنندگان ساخته و در سال‌های اخیر بخشی از پروژه‌های زیرساختی منطقه نیز با منابع شرکت مس پیش رفته است.
بزرگراه خواجه ـ ورزقان، مسیر ورزقان ـ نوردوز، پروژه‌های آموزشی، درمانی و عمرانی از جمله مصادیق آن هستند. در سال ۱۴۰۴ نیز عملیات احداث ۱۸ مدرسه شامل ۸۸ کلاس درس در شهرستان ورزقان با اعتبار اعلامی ۲۵۰ میلیارد تومان و با اتکا به مسئولیت اجتماعی مجموعه مس آغاز شد.
در حوزه محیط‌زیست نیز پروژه جنگل‌کاری ۴۰۰ هکتاری در ارسباران با برنامه کاشت ۱۶۰ هزار اصله نهال آغاز شده است.
در اهر نیز سرمایه‌گذاری مس در تأسیسات فاضلاب و استفاده از پساب برای تأمین آب صنعتی، یکی از نمونه‌هایی است که می‌تواند در صورت اجرای صحیح، هم زیرساخت شهری ایجاد کند و هم فشار صنعت بر منابع آب شیرین را کاهش دهد. قرارداد سرمایه‌گذاری در تأسیسات فاضلاب اهر و مرند نیز پیش‌تر با مشارکت شرکت مس منعقد شده بود.
اینها دستاوردند و باید دیده شوند.
اما مسئله این است که آیا مجموع این اقدامات متناسب با مقیاس ثروتی است که از منطقه برداشت می‌شود و متناسب با هزینه‌ای است که منطقه تحمل می‌کند؟
این مقایسه تاکنون به شکل شفاف در اختیار افکار عمومی قرار نگرفته است.
چه چیزهایی را از دست داده‌ایم؟
معدنکاری ذاتاً فعالیتی بدون هزینه نیست.
هر تن کانسنگی که از دل کوه بیرون می‌آید، دیگر به طبیعت بازنمی‌گردد. معدن روباز، شکل زمین را تغییر می‌دهد؛ باطله تولید می‌کند؛ راه، آب و انرژی مصرف می‌کند و اگر استانداردهای سختگیرانه اعمال نشود، می‌تواند بر آب، خاک، تنوع زیستی، کشاورزی و زیستگاه‌های اطراف تأثیر بگذارد.
جنگل‌ها و محیط‌زیست ارسباران
جبران محیط‌زیستی نباید به چند پروژه نمادین محدود بماند. منطقه نیازمند صندوق و برنامه بلندمدت احیای سرزمین، جنگل‌کاری علمی، آبخیزداری، کنترل فرسایش، پایش مستقل آب و خاک، مدیریت پسماند و آمادگی دائمی برای اطفای حریق جنگل‌هاست.
گردشگری و میراث فرهنگی
ورزقان نباید در ذهن ایران فقط با «معدن» شناخته شود.
تاریخ، طبیعت، روستاها، مراتع، جنگل‌های ارسباران و موقعیت منطقه در محور گردشگری شمال‌غرب ظرفیت ساخت یک اقتصاد مستقل گردشگری را دارند.
بخشی از ثروتی که امروز از زیر خاک استخراج می‌شود باید صرف حفاظت و احیای آن چیزی شود که روی خاک داریم.
اهر؛ مرکز خدمات و صنایع پایین‌دستی منطقه
اهر به عنوان یکی از مراکز اصلی جمعیتی منطقه می‌تواند از توسعه سونگون سهم بسیار بزرگ‌تری در صنایع پایین‌دستی مس، خدمات فنی و مهندسی، آموزش‌های تخصصی، لجستیک، تعمیرات، صنایع دانش‌بنیان و خدمات شهری داشته باشد.
رابطه اهر با مس نباید فقط رابطه «همجواری با یک معدن بزرگ» باشد؛ اهر می‌تواند به مرکز خدمات تخصصی اقتصاد معدنی شمال‌غرب تبدیل شود.
پنج مطالبه مشخص از سفر رئیس‌جمهور
سفر رئیس‌جمهور زمانی می‌تواند نقطه عطفی در پرونده سونگون باشد که از آن چند تصمیم روشن و قابل پیگیری باقی بماند:
اول؛ تعیین تکلیف استقلال واقعی مس سونگون با زمان‌بندی مشخص.

مردم باید بدانند ساختار نهایی چیست، چه زمانی اجرایی می‌شود و چه اختیارات و منابعی به استان منتقل خواهد شد.
دوم؛ انتشار «ترازنامه سالانه مس و منطقه».

میزان استخراج، تولید، فروش منتسب به سونگون، مالیات، حقوق دولتی، مسئولیت اجتماعی، اشتغال محلی، خرید از شرکت‌های استان، مصرف آب، خسارت‌های زیست‌محیطی و اقدامات احیایی باید هر سال منتشر شود.
سوم؛ تدوین برنامه جامع محیط‌زیستی و احیای پس از معدن.

این برنامه باید با مشارکت سازمان محیط‌زیست، منابع طبیعی، دانشگاه‌ها و نمایندگان جامعه محلی و با پایش مستقل اجرا شود.
چهارم؛ تشکیل یک سازوکار پایدار برای سرمایه‌گذاری در آینده ورزقان و اهر.

منابع قانونی بازگشتی از معدن و اعتبارات مسئولیت اجتماعی باید به جای هزینه‌های پراکنده، در چند محور ماندگار مانند کشاورزی، محیط‌زیست، گردشگری، آموزش و توسعه کسب‌وکارهای محلی متمرکز شوند.
پنجم؛ تکمیل زنجیره ارزش در آذربایجان شرقی.

معدنی با این وسعت نباید فقط محل استخراج و تولید کنسانتره باشد. کاتد، صنایع پایین‌دستی، شرکت‌های دانش‌بنیان و بخش قابل توجهی از خدمات و خریدهای زنجیره مس باید در استان مستقر شوند.
حرف آخر
بحث استقلال مس سونگون، دعوای یک استان با استان دیگر نیست و نباید به چنین سطحی تقلیل پیدا کند.
این بحث درباره یک اصل ساده توسعه است:
جایی که هزینه استخراج یک ثروت را می‌پردازد، باید سهم عادلانه و ماندگاری از منافع آن نیز داشته باشد.
ورزقان کوه، آب، خاک، چشم‌انداز و بخشی از سرمایه طبیعی خود را در اختیار توسعه صنعت مس گذاشته است. اهر و سایر شهرستان‌های منطقه نیز مستقیم و غیرمستقیم از پیامدهای این صنعت تأثیر پذیرفته‌اند.
اکنون نوبت آن است که با عدد و سند پاسخ داده شود:
چه مقدار استخراج کرده‌ایم؟

چه مقدار ثروت تولید کرده‌ایم؟

چه مقدار به منطقه بازگردانده‌ایم؟

چه میزان خسارت وارد شده است؟

و مهم‌تر از همه، برای فردای بدون معدن چه ساخته‌ایم؟
مس سونگون دیر یا زود تمام می‌شود؛ اما تصمیمی که امروز می‌گیریم تعیین خواهد کرد که در پایان آن روز، برای ورزقان و اهر شهری آبادتر، اقتصادی متنوع‌تر، جنگلی سالم‌تر و نسلی برخوردارتر باقی مانده است، یا فقط خاطره معدنی بزرگ که ثروتش از دل این سرزمین بیرون رفت.
استقلال واقعی مس، یعنی پاسخ روشن به همین پرسش.