از شایعه تا شکاف؛ مهندسی افکار عمومی چگونه اتحاد ملی را دوقطبی می‌کند؟
از شایعه تا شکاف؛ مهندسی افکار عمومی چگونه اتحاد ملی را دوقطبی می‌کند؟
اگر اتحاد ملی فرو بریزد، پیش از آن‌که نشانه‌ای در خیابان‌ها دیده شود، نشانه‌هایش در فضای مجازی نمایان می‌شود. شایعه، تخریب اعتماد، دوقطبی‌سازی و فرسایش سرمایه اجتماعی، زنگ خطرهایی هستند که امروز در میدان افکار عمومی به‌صدا درآمده‌اند. بی‌توجهی به این هشدارها، به معنای نادیده گرفتن یکی از جدی‌ترین تهدیدات امنیت نرم و انسجام ملی است.

مهر تبریز_اعظم نعیمی: فضای مجازی دیگر یک محیط بی‌طرف نیست؛ به صحنه‌ای فعال برای مهندسی افکار عمومی تبدیل شده است. در این فضا، روایت‌ها پیش از آن‌که بررسی شوند، باور می‌شوند و احساسات جمعی، پیش از عقلانیت، تحریک می‌شود. نتیجه چنین روندی، تضعیف فهم مشترک ملی و خدشه‌دار شدن پیوندهایی است که اتحاد ملی بر آن‌ها استوار است.

مهندسی افکار عمومی الزاماً به معنای عملیات پیچیده و آشکار نیست. گاه یک خبر تأییدنشده، یک ویدئوی تقطیع‌شده یا یک تحلیل جهت‌دار، می‌تواند شکاف‌هایی ایجاد کند که آثار آن فراتر از فضای مجازی و در بطن جامعه نمایان شود. خطر اصلی آنجاست که این فرایند، اغلب با مشارکت ناآگاهانه کاربران داخلی تکمیل می‌شود؛ رفتاری که ناخواسته منافع ملی را تضعیف می‌کند.

شایعه، نقطه آغاز این چرخه تهدیدآمیز است. شایعه، اعتماد عمومی را نشانه می‌گیرد و وقتی اعتماد تضعیف شود، انسجام اجتماعی نیز آسیب می‌بیند. جامعه‌ای که به روایت‌های متناقض و هیجانی عادت کند، به‌تدریج قدرت تشخیص خود را از دست می‌دهد. در چنین شرایطی، اختلاف‌نظرهای طبیعی سیاسی، به دوقطبی‌های خطرناک تبدیل می‌شود و اتحاد ملی به میدان تقابل کشیده می‌شود.

الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی، این وضعیت را تشدید می‌کنند. محتوای تند، احساسی و تقابلی، بیش از تحلیل‌های دقیق و متوازن دیده می‌شود. این سازوکار، به حذف صداهای میانه و تقویت افراط‌گرایی رسانه‌ای منجر می‌شود؛ پدیده‌ای که مستقیماً امنیت روانی جامعه و انسجام ملی را تهدید می‌کند. جامعه‌ای که در اتاق‌های پژواک گرفتار شود، توان گفت‌وگوی ملی را از دست می‌دهد.

از منظر حاکمیتی، این مسئله صرفاً یک دغدغه فرهنگی یا رسانه‌ای نیست؛ یک موضوع “راهبردی و امنیتی” است. نمی‌توان از اتحاد ملی سخن گفت، اما میدان افکار عمومی را بی‌ضابطه و بی‌دفاع رها کرد. همان‌گونه که از زیرساخت‌های فیزیکی کشور صیانت می‌شود، زیرساخت‌های ذهنی و ادراکی جامعه نیز نیازمند حفاظت و تقویت هستند.

نقش کاربران در این میان تعیین‌کننده است. هر بازنشر بدون بررسی، هر قضاوت عجولانه و هر واکنش هیجانی، می‌تواند بخشی از پازل مهندسی افکار عمومی باشد. مسئولیت شهروندی در عصر فضای مجازی، صرفاً مشارکت سیاسی نیست؛ بلکه مسئولیت در قبال حفظ اتحاد ملی از طریق رفتار رسانه‌ای آگاهانه است.

راه برون‌رفت از این وضعیت، صرفاً محدودسازی یا برخورد سلبی نیست. سواد رسانه‌ای، راهکار بنیادین و پایدار مقابله با دوقطبی‌سازی و مهندسی افکار عمومی است. جامعه‌ای که به مهارت تحلیل، راستی‌آزمایی و شناخت سازوکارهای رسانه‌ای مجهز باشد، کمتر دچار التهاب می‌شود و تصمیم‌های جمعی آن، عقلانی‌تر و هم‌سو با منافع ملی خواهد بود.

سواد رسانه‌ای باید به یک اولویت ملی تبدیل شود؛ از نظام آموزشی و دانشگاه‌ها گرفته تا رسانه‌های رسمی، نهادهای فرهنگی و دستگاه‌های سیاست‌گذار. این موضوع، پروژه‌ای کوتاه‌مدت یا تزئینی نیست؛ بخشی از راهبرد حفظ انسجام اجتماعی و تقویت اتحاد ملی در شرایط پیچیده امروز است.

در نهایت، مسیر «از شایعه تا شکاف»، مسیری است که انتهای آن تضعیف اتحاد ملی و افزایش آسیب‌پذیری اجتماعی است. اگر افکار عمومی بدون ابزار تحلیل رها شود، مهندسی آن آسان و دوقطبی‌سازی آن اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. امروز، هر کلیک و هر بازنشر، کنشی اثرگذار بر امنیت ملی است. سواد رسانه‌ای، خط مقدم دفاع از انسجام اجتماعی و آخرین سپر اتحاد ملی در عصر فضای مجازی است.