مهر تبریز- نعیمی: دشمنی غرب با انقلاب اسلامی ایران، مسئلهای است که بیش از چهار دهه است در عرصه روابط بینالملل توجه تحلیلگران و سیاستمداران را به خود جلب کرده است. نگاهی به تاریخ، سیاست و اقتصاد نشان میدهد که این مخالفت نه به یک حادثه مقطعی بلکه به مجموعهای از عوامل ژرف و ساختاری بازمیگردد.
کارشناسان معتقدند، نخستین علت این تنشها، ماهیت مستقل و ایدئولوژیک انقلاب اسلامی است. پس از پیروزی انقلاب در سال ۱۳۵۷، ایران مسیر خود را از نظامهای وابسته به غرب جدا کرد و به سرعت سیاست خارجی مستقل، مبتنی بر ارزشهای اسلامی و ملی را دنبال نمود. این تحول برای قدرتهای غربی، بهویژه آمریکا و برخی کشورهای اروپایی، به معنای از دست دادن نفوذ و بازارهای اقتصادی استراتژیک بود.
یکی دیگر از دلایل، مخالفت انقلاب اسلامی با مدلهای سیاسی و اقتصادی غربی است. جمهوری اسلامی با تأکید بر عدالت اجتماعی، مبارزه با استکبار و حمایت از ملتهای مستضعف، راهی متفاوت از مسیر سرمایهداری و سیاست مداخلهجویانه غرب در منطقه را در پیش گرفت. این رویکرد، نوعی چالش ایدئولوژیک برای غرب ایجاد کرد که تا امروز ادامه دارد.
از منظر اقتصادی، انقلاب اسلامی منجر به تغییر موازنه قدرت در خاورمیانه شد. ملی شدن صنایع و منابع انرژی، کاهش وابستگی به نفت غرب و حمایت از حرکتهای ضد استکباری در منطقه، هر کدام به تنهایی موجب نگرانی و واکنشهای سیاسی و رسانهای کشورهای غربی گردید.
تحلیلگران میگویند این دشمنی، صرفاً به مسائل داخلی ایران محدود نمیشود. بحرانهای منطقهای، نقش ایران در مقاومت علیه گروههای تروریستی و حضور فعال در معادلات بینالمللی، همگی باعث شده است که غرب نگاهش به ایران همواره با ظن و هشدار همراه باشد.
در نهایت، میتوان گفت دشمنی غرب با انقلاب اسلامی، ترکیبی از نگرانیهای سیاسی، اقتصادی و ایدئولوژیک است که ریشه در استقلال و ارزشهای خاص انقلاب دارد. این واقعیت تاریخی، هنوز هم در مناسبات بینالمللی ایران و غرب سایه افکنده و آینده روابط را شکل میدهد.


















