مهر تبریز- اعظم نعیمی: فضای مجازی در دهه اخیر به یکی از مؤثرترین عرصههای شکلدهی به افکار عمومی تبدیل شده است؛ عرصهای که بهویژه برای نوجوانان و جوانان، نه یک ابزار جانبی، بلکه بخش مهمی از هویت، ارتباطات و زیست روزمره آنان را تشکیل میدهد. همین واقعیت باعث شده است که فضای مجازی نقشی دوگانه و حساس در تقویت یا تضعیف وحدت ملی ایفا کند؛ نقشی که در بزنگاههای اجتماعی و امنیتی، از جمله در جریان برخی اغتشاشات آثار آن بهوضوح قابل مشاهده بوده است.
نوجوانان و جوانان به دلیل ویژگیهای سنی، روحیه آرمانخواهانه، هیجانپذیری و اعتماد بیشتر به محتوای همسالان، بیش از دیگر گروهها در معرض تأثیرگذاری فضای مجازی قرار دارند. شبکههای اجتماعی میتوانند بستری برای آگاهیبخشی، مشارکت اجتماعی و بیان مطالبات نسلی باشند؛ اما در صورت فقدان سواد رسانهای و هدایت درست، همین فضا به ابزار القای ناامیدی، خشم و تقابل با ساختارهای اجتماعی تبدیل میشود. تجربه نشان داده است که بخش قابل توجهی از تحریکهای هیجانی در اغتشاشات، نه از بستر واقعیتهای میدانی، بلکه از روایتسازیهای هدفمند در فضای مجازی آغاز شده است.
در جریان برخی ناآرامیها، پلتفرمهای مجازی به اتاق عملیات جنگ شناختی تبدیل شدند؛ جایی که با انتشار اخبار جعلی، ویدئوهای تقطیعشده و روایتهای احساسی، تلاش شد ذهن نوجوانان و جوانان از مسیر تحلیل عقلانی منحرف شود. بزرگنمایی خشونت، قهرمانسازی کاذب و القای دوگانه «مردم–حاکمیت»، ابزارهایی بود که مستقیماً وحدت ملی را نشانه گرفت. در چنین شرایطی، اعتراض اجتماعی که میتواند در چارچوب قانون به اصلاح منجر شود، به اغتشاشی تبدیل شد که بیشترین آسیب آن متوجه خود جامعه و نسل جوان بود.
نکته کلیدی آن است که اغتشاشات، بیش از آنکه محصول مطالبات واقعی باشند، نتیجه بهرهبرداری دشمن از شکافهای اجتماعی و نسلی در بستر فضای مجازیاند. دشمن با شناخت دقیق ذائقه رسانهای جوانان، پیامهای خود را در قالبهای جذاب، کوتاه و احساسی بستهبندی میکند و با تکرار مستمر، روایت خود را جایگزین واقعیت میسازد. در این میان، نبود گفتوگوی مؤثر میان نسلها و ضعف در روایتگری داخلی، میدان را برای اثرگذاری این جریانها باز میگذارد.
با این حال، نگاه یکسویه و صرفاً امنیتی به فضای مجازی نیز خطاست. همانگونه که این فضا میتواند به بستر التهاب تبدیل شود، قادر است نقش مهمی در تقویت وحدت ملی و بازسازی اعتماد ایفا کند. جوانان اگر شنیده شوند، اگر امکان گفتوگوی آزاد و مسئولانه داشته باشند و اگر روایتهای صادقانه و اقناعکننده دریافت کنند، خود به بزرگترین سرمایه اجتماعی کشور بدل خواهند شد. مدیریت هوشمند فضای مجازی یعنی تبدیل انرژی نسل جوان از هیجان مخرب به مشارکت سازنده.
در این مسیر، ارتقای سواد رسانهای نوجوانان و جوانان یک ضرورت غیرقابل چشمپوشی است. آموزش تشخیص خبر جعلی، شناخت تکنیکهای عملیات روانی و تفکیک اعتراض مدنی از اغتشاش، باید به بخشی از نظام آموزشی و رسانهای کشور تبدیل شود. خانوادهها، مدارس، دانشگاهها و رسانههای رسمی، همگی در این مسئولیت مشترک نقش دارند.
در نهایت، وحدت ملی در عصر فضای مجازی، بدون درک نقش نسل جوان و بدون شناخت دقیق جنگ روایتها ممکن نیست. نوجوانان و جوانان نه تهدید، بلکه فرصتی راهبردیاند؛ به شرط آنکه با آنان صادقانه سخن گفته شود و فضای مجازی از میدان تقابل و اغتشاش، به عرصه گفتوگو، آگاهی و همبستگی ملی تبدیل گردد. آینده وحدت ملی، در گرو نحوه مواجهه امروز ما با نسل جوان و زیست مجازی آنان است.


















