به گزارش مهر تبریز، محمدحسین پسری نوجوان که همراه مادرش به کتابفروشی آمده، کتابی را در دست گرفته و میگوید: «این کتاب را خودم انتخاب کردم. کتابهای درسی که جای خودشان را دارند، ولی دوست دارم کتابهایی هم بخوانم که موضوعشان را خودم انتخاب کرده باشم.»
همین انتخاب ساده شاید یکی از مهمترین اتفاقهایی باشد که یک کتابفروشی میتواند برای یک کودک رقم بزند؛ اینکه کتاب نه بهعنوان تکلیف، بلکه بهعنوان انتخاب شخصی وارد زندگی او شود.
حضور قابل توجه زنان در ثبتنامهای این طرح نیز از همین منظر قابل توجه است. بخش مهمی از تصمیمهای فرهنگی خانواده در خانه شکل میگیرد و مادران در انتخاب کتاب برای کودکان و نوجوانان و ایجاد فضای مطالعه در خانواده نقش مهمی دارند.
مادری که برای خودش و فرزندش کتاب انتخاب میکند، میگوید: «اگر بچهها را فقط برای خرید کتاب درسی به کتابفروشی بیاوریم، کتاب برایشان تبدیل به تکلیف میشود. دوست دارم دخترم کتاب را برای لذت و علاقه خودش هم انتخاب کند.»
همزمانی «کتابیار» با آغاز سال تحصیلی نیز ظرفیت دیگری برای این اتفاق ایجاد کرده است. بازگشایی مدارس و دانشگاهها معمولاً با خرید کتابهای درسی و دانشگاهی همراه است؛ فرصتی که میتواند بهانهای برای گسترش این سبد و توجه دوباره به کتابهایی باشد که الزام آموزشی ندارند و از مسیر علاقه، کنجکاوی و انتخاب شخصی وارد زندگی دانشآموز و دانشجو میشوند.
کتابفروشی؛ حلقه فرهنگی و اقتصادی شهر
هر مراجعه به کتابفروشی، تنها یک خرید نیست. پشت جلد کتابی که از قفسه برداشته میشود، زنجیرهای از فعالیتهای فرهنگی و اقتصادی قرار دارد؛ نویسنده و مترجم، ناشر، ویراستار، طراح، چاپخانه، شبکه توزیع و در نهایت کتابفروش.
از این منظر، افزایش مراجعه شهروندان به کتابفروشیها میتواند به فعالتر شدن بازار کتاب نیز کمک کند. حضور شهروندان در مدت اجرای یک طرح، حتی در مقیاس یک شهر، تقاضایی ایجاد میکند که بخشی از آن در چرخه اقتصاد نشر حرکت خواهد کرد.
اما کتابفروش فقط فروشنده یک کالا نیست. کتابفروشی یکی از معدود فضاهای شهری است که در آن انتخاب یک محصول فرهنگی میتواند به گفتوگو، کشف یک نویسنده تازه، آشنایی با یک موضوع جدید و حتی تغییر ذائقه فرهنگی مخاطب منجر شود.
شاید به همین دلیل است که ارزش واقعی چنین طرحی را نباید فقط در رقم فروش یا تعداد ثبتنامها جستوجو کرد؛ مهمتر از آن، اتفاقی است که ممکن است پس از پایان تخفیفها در ذهن و رفتار شهروندان باقی بماند.
قرار شهری با کتاب، تازه از اینجا آغاز میشود
«کتابیار» در ظاهر با یک تخفیف آغاز شده است؛ اما اگر قرار باشد ماندگار شود، باید فراتر از یک تخفیف بماند.
پرسش اصلی پس از پایان ۱۰ مهر این نیست که چند نفر ثبتنام کردند یا چند جلد کتاب فروخته شد؛ پرسش این است که چند نفر از کسانی که این روزها وارد کتابفروشی شدند، دوباره برمیگردند؟ چند کودک کتابی را که خودشان انتخاب کردهاند تا پایان میخوانند؟ چند خانواده درباره کتاب گفتوگو میکنند؟ و چند شهروند، کتاب را دوباره به سبد فرهنگی زندگی خود بازمیگردانند؟
قرار تبریز با کتاب، از همینجا آغاز میشود؛ از یک ثبتنام، یک قدم زدن میان قفسهها و انتخاب کتابی که شاید تا مدتها در خانه بماند و بارها ورق بخورد.
«کتابیار» اگر بتواند این رفتوآمد را از یک اتفاق مناسبتی به یک عادت تبدیل کند، آنوقت تخفیف ۴۰ درصدی تنها یک مشوق اقتصادی نبوده است؛ بلکه بهانهای شده برای احیای یک رابطه قدیمی.
رابطهای که شاید سالهاست میان شهروند و کتاب کمرنگ شده، اما هنوز تمام نشده است.
شاید قرار دوباره تبریز با کتاب، نه در پایان «کتابیار»، بلکه از فردای آن آغاز شود؛ روزی که شهروند بدون تخفیف، بدون مناسبت و بدون بهانه، دوباره درِ کتابفروشی را باز کند، میان قفسهها قدم بزند و کتابی را برای خواندن انتخاب کند.



















