مهرتبریز: وقتی صحبت از صنعت گردشگری می شود، ذهن همه مردم ناخودآگاه به سمت میراث فرهنگی کشورها میرود، برج ایفل، دیوار چین، موزه لوور پاریس، کاخ گلستان و کاخ سعد آباد تهران و ….
بد نیست بدانید، ایران تاکنون ٢٢ اثر تاریخی خود را در فهرست یونسکو به ثبت رسانده است که این فهرست شامل ۲۱ اثر میراث فرهنگی و تنها یک اثر میراث طبیعی است. بیابان لوت به عنوان اولین و تنها میراث طبیعی کشورمان در فهرست جهانی یونسکو در ۲۷ تیرماه ۱۳۹۵ ثبت شده است. از مجموع میراث ثبت شده جهانی در دنیا، تعداد آثار فرهنگی چهار برابر میراث طبیعی است که این خود حاکی از کاستیهای جهانی در ثبت میراث طبیعی است.
با اینحال در این مبحث، آنچه مورد تاکید نویسنده است، نه میراث فرهنگی و نه میراث طبیعی به معنای عام کلمه نیست، چرا که مفهوم گردشگری امروزی تفاوت بسیاری با گردشگری چند دهه پیش دارد. باید اعتراف کرد سلایق مردم جهان به مرور زمان عوض شده است. گویی مردم تریح میدهند به جای دیدن مکانهای تاریخی یا طبیعی صرف، شاهد تماشای رویدادهای جذاب در جهان باشند. در این شرایط آیا به فرض مثال مسجد کبود فلان شهر یا آبشار فلان روستا به تنهایی میتوانند، انگیزه کافی برای مسافرت به ایران را فراهم کنند؟! اگر از من بپرسند، میگویم نه!
به همین دلیل قبل از هرگونه برنامهریزی باید به سلایق مختلف مسافران چه در داخل و چه در خارج از کشور توجه داشت. البته مسلم است که هیچگاه نمیتوان پاسخگوی تمام سلیقهها بود اما حدأقل میتوان به بخشی از خواستهها که عمومیت دارند توجه کرد. به بیان سادهتر ما باید ببینیم مخاطب با چه انگیزهای مقصد سفر خود را مشخص میکند و سپس بر اساس آن به تقویت پتانسیلهای موجود در کشور بپردازیم و سپس برنامهریزی کنیم. همان چیزی که دقیقا ما مورد غفلت واقع شده است و آن عدم توجه و تمرکز به تفاوتها است. موزههای مختلف، آثار و اماکن تاریخی و گردشگری، کم و بیش در تمام استانهای کشور دیده میشود و منظور از تفاوت دقیقا توجه به همین نکته است. یعنی تمرکز بر روی امکاناتی که به هر دلیل مهجور ماندهاند. زورخانه ها از جمله همین پتانسیلهای کشور ما هستند که در صورت توجه مسئولین، میتوانند نقش مهمی در رونق صنعت گردشگری و حتی شناساندن میراث تاریخی، فرهنگی و معنوی ایران نقش بزرگی ایفا کنند.
شواهد تاریخی حاکی از قدمت بیش از چهار هزار ساله این ورزش در ایران دارد. روایاتی نیز از نام زورخانه در تاریخ وجود دارد که موثق ترین آن به ماجرای نوشیدن آبی آغشته به نمک به نام ” آب زور” است که تازه واردینی که به این ورزش می آیند باید از آن می نوشیدند. به طور کلی زورخانه و تمام ارکانش علاوه بر اینکه مروج جوانمردی در بین ایرانیان بوده و یادآور حماسه آفرینیهایشان در دفاع از مام میهن است.
بد نیست بدانید، پرونده ثبت جهانی آیینهای پهلوانی و زورخانهای به کوشش فدراسیون ورزش پهلوانی و زورخانهای ایران با همکاری سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در تاریخ ۲۵ آبان ۱۳۸۹ برابر با ۱۶ نوامبر ۲۰۱۰ در فهرست میراث معنوی یونسکو از سوی ایران به ثبت جهانی رسیده است.
هم چنین دانشنامه بروکهاوس آلمانی، با استناد به تحقیقات دانشگاه ورزش آلمان واقع در شهر کلن، ورزش زورخانهای را در کتاب اصلی و جلد ویژه ورزش، قدیمیترین ورزش بدنسازی جهان معرفی میکند.
در حال حاضر حدود یک هزار زورخانه فعال و غیر فعال در سراسر ایران وجود دارند و این یعنی هزار امکان برگزاری فستیوال و جشنواره استانی، کشوری، منطقهای و فرا منطقهای با رنگ و بوی اجتماعی، ادبی، تاریخی و ورزشی!
گذشته از تمام کاستیها و کملطفیهای مسئولین ذی ربط، شاید بهتر باشد به بررسی تأثیری که بازسازی و فعال نگه داشتن زورخانه ها می تواند در جذب گردشگر داشته باشد، بپردازیم. آنچه در نگاه اول به نظر میرسد، اهمیت معنوی زورخانهها و قداستی است که مردم برای این مکان قائل هستند. جایی که میتوان با آرامش کامل، ساعاتی چند روی صندلی نشست، گوش به صدای ضرب و زنگ داد، از دلاورمردی های مولا علی و شعرهایی از جوانمردیهای پهلوانان شنید. این تنها یک روی سکه است که میتواند مسافران مشتاقی را که دوست دارند، لحظاتی چند فارغ از روزمرگیها به تفریح آرامش بپردازند، جذب کند. روی دیگر سکه توجه به گردشگری ورزشی است، با این تفاوت که این بار نه ورزشهایی مثل دوچرخه سواری و… بلکه ورزشهای باستانی و پهلوانی. البته این امر بیش تر مربوط به اداره کل تربیت بدنی استان میشود اما اگر بازخورد قضیه را در نظر بگیریم نمیتوان نقش برگزاری مسابقات و فستیوالهای دورهای ورزشی را در صنعت تورسیم نادیده گرفت به خصوص اینکه این نوع ورزش مخصوص کشور ایران است و مسلما برای گردشگران خارجی جذابیت خاصی خواهد داشت.
گزینه سومی که در مورد زورخانههای قدیمی قابل ارزیابی است، بافت سنتی و تاریخی زورخانهها است که در صورت توجه مسئولین مربوطه از جمله سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری میتوان با بازسازی زورخانهها و تجهیز، آنها را تبدیل به موزه کرد.
جالب است بدانید، براساس آئین نامه ترویج فرهنگ پهلوانی و توسعه ورزش زورخانهای، ثبت ملی و جهانی ورزش زورخانهای، ثبت ملی و حفظ زورخانههای کهن (با حفظ ماهیت و تصدی غیردولتی و بومی) و مساعدت جهت ایجاد موزه ورزش باستانی تنها یک بخش از وظایف سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری به شمار میرود و طبق ماده ۲۱ آئیننامه مزبور ایجاد بسترهای مناسب جهت بازدید گردشگران خارجی و داخلی و همچنین ارائه نمایشی و آیینی این ورزش باستانی در حاشیه نمایشگاههای بینالمللی نیز باید در برنامه های این سازمان گنجانده شود.
در خاتمه لازم میدانم به جای نتیجهگیری و جمعبندی یادداشت، این وعده ” رضا گلمحمدی” مدیرکل ورزش و جوانان استان تهران که در سال ۹۶ در آئین روز فرهنگ پهلوانی و ورزش زورخانه ای گفته بود:” ورزش زورخانه ای را در دنیا مطرح کنیم”.
ساناز شهابی

دیدگاهتان را بنویسید