بازی در لبه پرتگاه؛ ایستادگی وبقا در دل کویر
بازی در لبه پرتگاه؛ ایستادگی وبقا در دل کویر
مهر تبریز: دیروزبیستم تیرماه ، در حساس‌ترین مسابقه هفته سی و سوم لیگ فوتبال دسته یک کشور، تیم‌ مدعی صعود مس شهربابک به لیگ برتروتیم کاراگستر شبستردرورزشگاه مس شهربابک وحضور علاقمندان پرپاقرص مس،دریک هوای گرم وسوزان کویری مقابل هم گرفتند.

به گزارش خبرنگار مهر تبریز، تیم مس شهربابک که در رده‌ دوم جدول قرارداشت ، با هدف کسب حداکثر امتیاز برای تثبیت جایگاه خود در مسیرصعودونایب قهرمانی برای صعود به لیگ برتر، با سودای پیروزی راهی زمین سبز شده بود ودرمقابل تیم کارا گستر شبستر که درهفته های قبلی با نتایج مقبول درشرایط خاصی قرار داشت وبا همدلی وهماهنگی بازیکنان با هدف کسب سه امتیاز حیاتی برای تضمین بقای خود در لیگ دسته یک، روانه این بازی شده بود .
این دیدار که ازنظرنتیجه برای هر دو تیم بسیار کلیدی بود وروی همین اصل هردو تیم با استرس وتکیه برضد حمله های پی درپی دراندیشه تسخیر سنگرحریف همدیگر بودند که شهامت “حقیقت” دردفع ومهاردوتوپ در لحظات پایانی بازی واقعا ستودنی بود.

بازی درلبه پرتگاه
============
باری ، در دل تپه‌های سوزان شهربابک و در میان گرمای بی‌پایان کویرکرمان،بازیکنان کارا گستر شبستر نه برای یک بازی،بلکه برای حفظ هستی و شخصیتی خود می جنگیدند. آن‌ها در هفته سی و سوم، زمانی که سایه‌ی سقوط سنگین‌تر از هرزمان دیگری بود، برای نشان دادن یک مبارزمهم وآماده، برای دوری ازلبه‌ی پرتگاه هم قسم شده بودند.

جان کلام اینکه ،این بازی، فراتر از سه امتیاز یا یک نتیجه مساوی بود؛ این بازی، فریادِ هویت بود. فریادِ تیمی که نشان داد حتی وقتی در میان سنگ‌ها و خاک‌ها باشد، برای ایستادگی باید دوباره متولد شد.
حالا با نگاهی به آخرین قدم، نه با ترس، بلکه با غروروافتخار وحمایت هواداران درتبریز وورزشگاه یادگارامام تبریز میزبان تیم شهرداری نوشهرخواهبم بود؛ جایی که بازی ممکن است تشریفاتی باشد، اما هویت وشخصیت واثبات شدن آن ضروری است.

بهرحال شاگردان احدرستمی با یک بازی هوشمندانه، توانستند با گرفتن حداقل امتیازاز لبه‌ی پرتگاهِ سقوط فاصله بگیرند و نفسی تازه در میان گرد و غبارِ رقابت‌ها بکشند. اگرچه دیدار آینده در برابر شهرداری نوشهر، تشریفاتی عنوان می شود ،اما از نظر منطقِ شخصیت، مرحله‌ی نهاییِ اثباتِ خود است. آیا می‌توان بر سرِ هویت، سازش کرد، هرگز و هرگز..

✍️حبیب چرندابی