بگذار بگرييم چون ابر در بهاران
کز سنگ ناله خيزد روز وداع ياران
به گزارش اقتصاد دوم؛ آنان که چند روز مانده به ترخيص از خدمت سربازي، دل به جاده خانه سپرده بودند، در خوابگاه خود آماج کينه کساني شدند که بويي از شرافت نبرده اند. چه کيک هايي که به اميد پايان خدمت سفارش داده شد، چه لباس هاي رنگارنگي که در کوچه و بازار براي استقبال از دلاورمردان وطن، چون گلبرگ هاي بهاري، رقص انتظار مي کردند؛ اما چه شد؟ آن لباس هاي رنگين، در خون گرم پسرانمان رنگ ماتم گرفت و آن کيک شادي، به حجله عزا بدل شد.
مادراني که بند پوتين پسر را در رويا باز مي کردند، اکنون بايد غبار تابوتش را کنار بزنند. دخترکان نامزدي که در آرزوي لباس سپيد عروسي بودند، اکنون رخت سياه بر تن کرده اند و پدراني که مي خواستند با افتخار کت و شلوار دامادي بر تن فرزند کنند، قامت خميده شان زير بار اين داغ شکست.
اي جهانيان! اي مدعيان دروغين منشورهاي بين المللي! شرافت را کجا دفن کرديد؟ کدام آيين رزم، کشتن سرباز آرميده در آسايشگاه را مجاز مي داند؟ حمله به سرباز غيرمسلح و خوابيده، نه يک عمليات نظامي، که نماد بزدلي و دنائت است. آمريکا، تو نه به دنبال آرامش منطقه اي، که تجسم تاراج و غارتگري هستي. تو هيچ پيماني را به رسميت نمي شناسي، جز پيمان خون ريزي و سوداگري؛ تو تنها بازيگري هستي که نقش صلح را بازي مي کني تا دست هايت را در خون بي گناهان ما بشويي.
امروز، من، محمدرضا ايازي و هزاران من های دیگر، که جوانیمان را در سنگرهاي ۸ سال دفاع مقدس به عشق اين خاک گذرانده ایم، در برابر اين جنايت، خون دلمان مي جوشد. ما، فرزندان ايران عزيز و وارثان باکري و همت ها، اگرچه در سوگ سربازان مظلوم به شهادت رسیده در جنوب کشور عزاداريم، اما از پاي ننشسته ايم. اين داغ، نه ما را که تمامي رگ هاي غيرت ايرانيان را بيدار کرده است. اي سربازان بي نشاني که در آسايشگاه جنوب آسماني شديد؛ خون شما نهالي است که ريشه هاي استکبار را در اين منطقه خواهد خشکاند.
ما عزاداريم؛ نه از سر ناتوانی، بلکه از داغی که بر دل اين ملت نشسته است. دلهايمان از رفتن اين سربازان مظلوم خون است و تا سالها جای خالی شان از خاطر ايران پاک نخواهد شد. ما با چشمانی اشکبار و سينهاي سوخته، اين اندوه بزرگ را در جان خود نگاه ميداريم و نامشان را با احترام و حسرت به ياد خواهيم آورد.
خانواده هاي داغدار سرباز شهيد! بدانيد که اين داغ، نه داغ يک خانه، که زخمی کاري بر پيکره تک تک ايرانيان است. ما در کنار شما، با قلبي مالامال از درد و ايماني سرشار از انتقام، سياهپوشيم.
ما مردمان جنگطلبی نیستیم و هیچگاه آغازگر آتش نبودهایم؛ اما آنجا که پای دفاع از ایران، شرف، خاک و جان فرزندان این سرزمین در میان باشد، با همه توان میایستیم و از هیچ فداکاری رویگردان نخواهیم شد.
و اما سخنی با تندروها و شعارطلبان، آنانی که ذره ای به عمل پایبند نیستند و با آنان که از دور، آسان سخن از آتش و میدان میگویند، اگر ذرهای از رنج این خاک را میشناسند، به جای شعار، اندکی بار این درد را بر دوش بگیرند؛ بیایند و از نزدیک، در کنار سربازان و رزمندگان جنوب و مناطق درگیر، معنای ایستادگی، خطر و غیرت را با جان خود لمس کنند دوره شعار و شعار زدگی منسوخ شده و مردم نیک می دانند شما تندروها دنبال چه هستید!
ايران، فرزندانش را هرگز فراموش نخواهد کرد.
ب


















