چرا مغرب زمین با انقلاب اسلامی سر ستیز دارد؟
چرا مغرب زمین با انقلاب اسلامی سر ستیز دارد؟
از نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، رابطه جهان غرب با ایران وارد مرحله‌ای تازه شد؛ مرحله‌ای سرشار از سوء‌ظن، تقابل، و در بسیاری مواقع دشمنی آشکار. اما این دشمنی ریشه در کجا دارد؟
مهر تبریز: انقلاب اسلامی ایران صرفاً یک تحول سیاسی نبود؛ تغییر پارادایمی بود که نظم جهانی غرب را به چالش کشید. تا پیش از انقلاب، نظام بین‌الملل بر پایه دو محور قدرت شکل گرفته بود: لیبرالیسم غربی و کمونیسم شرقی. ایران با شعار «نه شرقی، نه غربی» مدلی سوم را ارائه داد — مدلی که نه وابسته بود و نه تقلیدی، بلکه بر ارزش‌های اسلامی، استقلال‌طلبی و عدالت اجتماعی تکیه داشت. همین استقلال فکری و اقتصادی، برای غرب که به سلطه و مدیریت جهانی عادت کرده بود، غیرقابل‌پیش‌بینی و تهدیدآمیز جلوه کرد.
از دید قدرت‌های غربی، انقلاب اسلامی معادله نفت، امنیت و نفوذ فرهنگی را بر هم زد. ایران دیگر «مهره شطرنج خاورمیانه» نبود، بلکه بازیگر مستقلی شد که تصمیماتش را بر پایه منافع ملی و اصول دینی می‌گرفت. همچنین، گسترش گفتمان مقاومت در منطقه — از لبنان تا فلسطین — نشان داد که تأثیر انقلاب فراتر از مرزهای ایران است. این صدور گفتمان استقلال‌خواهی برای غرب یعنی از دست رفتن ابزار‌های فشار سنتی.
علاوه‌بر این، انقلاب اسلامی با طرح مفاهیمی تازه مانند «عدالت جهانی» و «مبارزه با استکبار» چهره نرم قدرت غرب را زیر سؤال برد. رسانه‌ها و سیاستمداران غربی از آن بیم دارند که این تفکر بتواند افکار عمومی جهان را نسبت به نظام نابرابر اقتصادی و سیاسی غربی بیدار کند.
در یک جمله می‌توان گفت: دشمنی غرب با انقلاب اسلامی نه به خاطر ایرانِ جغرافیایی، بلکه به خاطر ایرانِ اندیشه است.
ایرانی که نشان داد می‌توان مستقل بود، می‌توان عزتمند زندگی کرد و می‌توان بر مبنای ایمان مردمی، در برابر فشار جهانی ایستاد.