یادداشت؛ دکتر محمد علی صادقیان
کشتار مردم بیگناه و تخریب و ویرانسازی میراث فرهنگی ـ که بعضاً دهها برابر تاریخ امریکای جنایتکار قدمت دارد ـ و حمله و تجاوز به زیرساختها، شخصیتهای نظامی و سیاسی و همچنین اماکن مسکونی توسط گروه فاشیستی حاکم بر امریکا و رژیم نامشروع صهیونیستی ادامه دارد.
آنهاییکه سالها خود را دلسوز و حامی مردم ایران معرفی کردند، اینک توان مقابلۀ نظامی را از دست دادهاند و به زعم خود درصدد بردن ایران به عصر حجر هستند؛ از حمله به مدارس و دانشگاهها و مراکز علمی و تولید دانش هیچ ابایی ندارند که هیچ، بلکه با تخریب و ویرانی و کشتار دانشآموزان و کودکان شیرخواره، بر طبل پیروزی وافتخار میکوبند.
اما غرض از این یادداشت، یادآوری مطالب بالا نیست. که همۀ مردم قهرمان و سربلند ایران از تمام آن آگاهاند.
واقعیت آن است که با وجود شکلگیری یک اجماع و انسجام و حضور مردم در میدان، برخی خواسته یا ناخواسته، این اتحاد مقدس را جاهلانه مخدوش میکنند.
عده ای بههر دلیل در موضوع تخریب و ویرانیها بیتفاوت و یا در کمال نامردی در کنار مردم و ایران حضور ندارند، و گاهی با ارسال پیام و فیلم به رسانههای دشمن، خصومت و عناد خود را با مام میهن به نمایش میگذارند، غیرت و شرافتشان حراج میشود.
طیف دیگر آنانی هستند که در میادین و هیئات و بعضاً در صدا و سیما تریبوندار میشوند، یادشان میرود که از اولین روز جنگ تحمیلی سوم، تمام نحله های فکری و عقیدتی و ظاهر و پوشش ،همۀ مردم یکصدا در صحنه هستند و پشتیبان رزمندگان سلحشور و ایران عزیزاند.
کوبیدن بر طبل تفرقه و افتراق و توهین و برچسب زنی به شخصیتها و افراد، ولو اینکه از همفکران ما نباشند، ظلمی نابخشودنیست.
مداحی که در میدان میکروفون به دست دارد وسیلۀ تخریب و توهین و تحریک ملت نیست، که باید ابزاری برای انسجام ملی و حمایت از یکپارچگی مسئولین و مردم باشد. یا رسانه ای ،نماینده مجلسی _بدون درک وضعیت و شرایط موجود کشور-که فرصت را مغتنم شمرده، در حمله به سرمایه های ملی در این فضای مه آلود مخالفان فکری خودرا ،از تیغ اتهام و توهین میگذراند ، چون یاد نگرفتیم مخالف افکار من، لزوماً دشمن نیست و چه بسا شخصیتهایی هستند که سالها در مسئولیت های خطیر بیشترین تلاش سهم را در سربلندی ایران مان داشته اند.
طیف بعدی سلطنتطلبان زبون خارجنشین هستند که مردم شریف ایران را که زیر بمباران دژخیمان امریکایی و صهیونی به زندگی معنای دوبارهای بخشیدهاند صرفاً ابزاری به منظور گشودن عقدههای خود میانگارند. از خونریزی فرزندان این آب و خاک و کشتار کودکان و مردم بیگناه لذت میبرند و در رسانههای دشمن بهعنوان کارشناس و صاحبنظر و… با ابراز خوشحالی از تجاوز آشکار به ایران ،برای ترامپ دیوانه و رژیم کودککش صهیونی کف میزنند. ننگتان باد که شرافت را به ثمن بخس فروختید!
یادمان و یادتان باشد که تاریخ بهترین گواه است؛ با پایمردی ایران و ایرانی، این ابر سیاه از آسمان برچیده خواهد شد
و
تاریخ خواهد نوشت:
در سال ۲۰۲۶ رئیس جمهوری پست و خودشیفته ای در امریکا وجود داشت که با تحریک و اصرار نتانیاهوی سفاک و کودککش و با تصور واهی و خیال نقشۀ اسرائیل بزرگ، ارتش امریکا را وارد جنگی کرد که در مقابل ارادۀ ایران و ایرانی، در باتلاق استیصال و درماندگی فرو رفت و بهرغم التماسهای مکرر از اتحادیۀ اروپا و ناتو، کسی برای نجاتش به یاری نیامد.
این قمارباز که عنوان رئیس جمهوری آمریکای ۲۵۰ ساله و فاقد ریشه و تاریخ و تمدن را یدک می کشد چون از دل تمدن بیرون نیامده با مفاهیم تمدن بشری کوچکترین آشنایی ندارد که اگر داشت :
قطعا میفهمید که تمدن ملت ها با تهدید وارعاب و تخریب کشور ازبین نمی رود
یا با مرور تاریخ و تمدن ایرانی ، به آن درجه از فهم میرسید که ایرانی در اثنای گردباد های شدید حمله و هجوم مغول و تخریب و ویرانی، ایرانی در مراغه بیرق علم برافراشت و خواجه نصیر رصد خانه مراغه را بنیان گذاشت.
تاریخ خواهد نوشت:
هیمنۀ پوشالی امریکا در این تجاوز وحشیانه و ارتکاب جنایت جنگی شکست، موشکها و پهبادهای ایران آرامش را از ساکنین سرزمینهای اشغالی گرفت و شبانهروز در پناهگاهها، پنهان شدند و پناه گرفتند.
تاریخ خواهد نوشت:
حمله و تجاوز اصلی به کیان ایران عزیز نه توسط امریکا و رژیم صهیونی که در واقع از طریق کشورک های عرب حوزۀ خلیجفارس صورت گرفت. کشورک های عافیتطلبی که به امید ثبات و آرامش، مناطق وسیعی از جغرافیای کشورهای خود را در اختیار امریکای جنایتکار قرار دادند. تا امنیت بخرند اما دستاورد این محاسبۀ غلط، نهتنها امنیت و آرامشی به آنها هدیه نداد، بلکه بهدلیل اینکه مبدا تجاوز وحشیانه بودند، بهشدت آماج حملات متهورانۀ ایران واقع شدند و چنان آسیبی دیدند که نه تنها امنیت و آرامش که اقتصاد و دلارهای نفتی و سرمایه گذاریهای پنجاه ساله شان بر باد رفت.
این رخداد تاریخی درس بزرگی برای شیوخ عرب داد ، اینکه وابستگی و کاسهلیسی امثال ترامپ پیامآور امنیت نبوده و نخواهد بود؛ بلکه آرامش و امنیت پدیده ای درون زاست و با امنیت آمریکائی آنها همواره در معرض تهدید و ناامنی قرار میگیرند. چون تاریخ به یاد ندارد آمریکا در جایی حضور داشته باشد ، ودر آنجا امنیت پایدار باشد ، استعمار و استثمار نباشد .
امنیت وارداتی، خیانت محض سران کشورک های حوزۀ خلیجفارس، به استقلال مردم خود وکشورهای آزاده ای چون ایران ماست.
تاریخ خواهد نوشت:
در برابر شرافت و غیرت ایرانی، ترامپها به زانو درآمد. اقتصاد جهان دستخوش رکود و تغییر منفی گردید، مولفههای برتری نظامی رنگ باخت، تنگۀ هرمز بسته ماند و هیچ قدرتی یارای بازگشایی آن را نداشت، عبور کشتیها فقط با اذن و مجوز ایران میسر میشد.
بله! تاریخ وتمدن چندینهزارسالۀ ایران بزرگ، با خون و مبارزه و شرافت عجین است و در نهایت، سربلند، ایران و ایرانیست.
ملتی که به گواه تاریخ ،زور و ظلم را برنمیتابد و برای کوتاه کردن دست متجاوز، تا جان در بدن دارد، میجنگد.
آری! این ملت در برابر دشمن، فارغ از سلایق و گرایشات مختلف، به مشتی آهنین بدل میشود وخوابهای متوهمانۀ دشمنان این مرز و بوم هرگز تعبیر نمیشود.
تاریخ خواهد نوشت:
اگر ترامپ شیرینعقل و رژیم کثیف صهیونی در میانۀ مذاکرات حملات ددمنشانه را آغاز نمیکردند، ممکن نبود جهان به قدرت، ایمان، اراده و اتحاد وهمدلی بیمانند این ملت _با سلایق و گرایشات مختلف_ پی ببرند. که بعد از جنگ جهانی دوم، ملتی در مقابل ماشین جنگی امریکایی ـ صهیونی نهتنها مردانه ایستادگی کردند بلکه این دشمن خونخوار را طوری گرفتار کردند که نتواند راهی برای فرار و رهایی از باتلاق خلیجفارس پیدا کند.
تاریخ خواهد نوشت:
سازمان ملل متحد که در حقیقت سازمانی برای برخی ملل جهان است، و شوربختانه بعد از جنگ جهانی دوم ،منشور آن توسط قدرتهای پیروز و از جمله آمریکا تنظیم و تدوین شده در قبال خوی وحشیگری دشمن امریکایی ـ صهیونی در حمله و تجاوز به افغانستان و عراق و لیبی و ونزوئلا و اینک نیز با لشکر کشی متحاوزانه به ایران و کشتار کودکان مدرسۀ شجرۀ طیبۀ میناب، برای حلمای تبریز، برای کشتار و ترور دانشمندان، برای نابودی زندگی ایرانیان ، زیرساختها و مراکز امدادی و درمانی، برای انهدام مراکز علمی و دانشگاههای بزرگ کشور، تخریب هزاران واحد مسکونی و حمله به مراکز هستهای و… ـ که طبق منشور همان سازمان ملل، مصادیق آشکار جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت محسوب میشوند ـ با سکوت مطلق و انفعال محض ماهیت وجودی خود را زیر سوال برده و ثابت کردند همۀ این سازمانهای بینالمللی و کنوانسیونها و… فقط ابزاری در دست جنایتکاران هستند و بس.
در نظر بگیریم هر کشوری جز رژیم اشغالگر در این شصتواندی سال اگر مرتکب اینهمه جنایت علیه بشریت میشد، سازمانهای بینالمللی چه رویکردی اتخاذ میکردند؟ و اکنون چه بر سر آن کشور آمده بود؟
اما در سکوت بیشرمانۀ سازمانهای متعدد بینالمللی، قتل و کشتار و ویرانی این رژیم جعلی با حمایت امریکا همواره ادامه داشته و خواهد داشت.
ادعای تصاحب گرینلند، تجاوز به ونزوئلا، تهدیدات مکرر کوبا و در یک کلام هر کشوری که با سیاستهای ضدبشری ترامپ دیوانه موافق نباشد، مورد هجوم شدیدترین حملات نظامی، اقتصادی و تحریم و… قرار میگیرد و کک سازمان ملل هم نمیگزد.
بطوریکه ترامپ در برابر سوال خبرنگاران، در جریان حمله به حاکمیت ارضی ونزوئلا و دستگیری رئیس دولت مستقر آن ، مبنی بر نقض قواعد و حقوق بین الملل ، وقیحانه اعلام میدارد: من به قوانین بین المللی احتیاجی ندارم.
از اینروست که برغم اعتراض و مخالفت صدها حقوقدان برجسته امریکا و هفتاد درصد شهروندان امریکایی با اعمال وحشیانۀ ترامپ ، همچنان فرعونوار و با خودخواهی بیشرمانه، به خواست هیچ فرد یا نهادی وقعی ننهاده و همچنان مشغول کشتار و تخریب و جنگافروزی است.
و بالاخره، تاریخ خواهد نوشت:
مردم بزرگوار ایران شایستۀ احترام و تحسین و تعظیم بوده و هستند؛ که با شعار «میمیریم و ذلت نمیپذیریم»، پوزۀ متجاوزان را به خاک مالیدند و با شعار حسینی «هیهات منالذله»، حریت و آزادگی را جانی دوباره بخشیدند.
تا درس عبرتی باشد برای سردمداران خودفروخته منطقه که بستر تجاوز و جنایت آمریکایی _ صهیونی علیه ایران سرافراز را فراهم ساختند .
انا من المجرمین منتقمون


















