مهر تبریز- اعظم نعیمی: روایتسازی با عدد، وقتی از چارچوب حرفهای خارج شود، دیگر خبر نیست؛ ابزار اثرگذاری است. ماجرای آمارهایی که یک رسانه بینالمللی طی بازهای کوتاه از «چند هزار» تا «دهها هزار» بالا و پایین میکند، دقیقاً در همین نقطه قرار میگیرد: جایی که عدد جای حقیقت را میگیرد و تردید، بهجای شفافیت مینشیند.
در این الگو، آمار نه حاصل تحقیق قابل راستیآزمایی، بلکه محصول حدس، فضاسازی و بازی با احساسات مخاطب است. وقتی رسانهای بدون ارائه روش جمعآوری داده، بدون ذکر هویت، منبع، یا حتی معیار سنجش، هر بار عدد تازهای روی میز میگذارد و در نهایت با خونسردی اعلام میکند «اطمینان نداریم»، در واقع مسئولیت حرفهای خود را به سخره گرفته است.
مسئله فقط تناقض عددی نیست؛ مسئله نوع نگاه به مخاطب است. گویی فرض بر این است که مخاطب، عدد را میبیند و میپذیرد، بدون پرسش، بدون مطالبه سند. این همان جایی است که رسانه از اطلاعرسانی عبور میکند و وارد فاز هدایت روانی میشود؛ عدد بزرگتر برای شوک، عدد کوچکتر برای اصلاح فضا، و در نهایت ابهام برای فرار از پاسخگویی.
چنین رفتاری پیامدهای جدی دارد. آمارهای بیهویت و غیرقابل بررسی، نهتنها اعتماد عمومی را فرسایش میدهند، بلکه تحلیلگران، پژوهشگران و حتی تصمیمگیران را بر پایه دادههای سست به خطا میاندازند. رسانهای که به «نمیدانیم» میرسد، باید پیش از انتشار میایستاد، نه بعد از اثرگذاری.
در عصر وفور اطلاعات، احترام به شعور مخاطب یعنی شفافیت، روشمندی و پاسخگویی. عددی که پشتوانه ندارد، خبر نیست؛ ابزار است. و رسانهای که ابزار را جای حقیقت مینشاند، دیر یا زود سرمایه اصلی یعنی اعتماد مردم را از دست میدهد.

















