تمدنِ تزئینیِ درباری پهلوی
تمدنِ تزئینیِ درباری پهلوی
تمدن دربار پهلوی، چهره‌ای پرزرق‌وبرق و جذاب داشت که در نگاه اول نوید پیشرفت و تعالی می‌داد؛ اما پشت این تزئینات ظاهری، ساختاری سست و وابسته نهفته بود که بیشتر به دکور شبیه بود تا به یک تمدن اصیل و ریشه‌دار. در واقع، این تمدن تزئینی بیشتر از اینکه نمایانگر تحول و پیشرفت باشد، آینه‌ای از روزمرگی‌های درباری و فاصله اجتماعی عمیق بود.
مهر تبریز- اعظم نعیمی: برخلاف تبلیغات پر طمطراق در باب «جهش تمدنی و مدرنیزاسیون» در عصر پهلوی، مرور اسناد و گزارش‌های آن دوران نشان می‌دهد که اقتصاد رو به رشد صرفاً یک روبان فریبنده بود که بر روی یک واقعیت تلخ کشیده شده بود. رشد اقتصادی کلان، در عمل تبدیل به رفاه متمرکز و نخبه‌محور شده بود و هرگز نتوانست عدالت را به دهک‌های پایین جامعه و مناطق دورافتاده برساند. این تضاد، خودنمای اصلی سیستم حکمرانی آن سال‌ها بود.سال ۱۳۵۵، وقتی نیمی از ایرانیان در روستاها زندگی می‌کردند، زیرساخت‌های اساسی مانند آب لوله‌کشی، برق مطمئن، جاده‌های مناسب و بهداشت اولیه، همچنان یک آرزوی لوکس برای روستاییان محسوب می‌شد. گزارش‌های رسمی آن زمان مهر تأییدی بر این بود که نرخ مرگ‌ومیر کودکان در اثر بیماری‌های قابل پیشگیری همچنان بالا بود؛ این یعنی «توسعه» فقط برای ساکنین شهرک‌های تازه تأسیس معنا داشت و دهقانان از حق اولیه حیات سالم محروم بودند.
در جبهه آموزش، وضعیت از این هم فاجعه‌بارتر بود. نرخ باسوادی در آستانه انقلاب تنها ۴۷ درصد اعلام شد؛ این یعنی با وجود نفت و ثروت، اکثریت ملت ایران از خواندن و نوشتن ناتوان بودند. شوربختانه، تمام امکانات آموزشی و سرمایه‌گذاری‌های علمی در چند شهر بزرگ حبس شده بود، و شکاف بین مرکز و پیرامون را به یک دره عمیق تبدیل کرده بود.نگاهی به بودجه‌ریزی دهه ۵۰ نشان می‌دهد که درآمدهای نفتی، به جای آنکه صرف توانمندسازی مناطق محروم شود، در پروژه‌های شهری پر زرق و برق، خریدهای نظامی نمایشی و کالاهای وارداتی مصرف می‌شد. نتیجه مستقیم این اولویت‌بندی غلط، سرازیر شدن جمعیت به حاشیه‌نشینی و تشدید تخریب محیط زیست اجتماعی بود.در نهایت، مشکل این دوره نه در کمبود پول، بلکه در فاسد بودن الگوی حکمرانی بود؛ الگویی که عامدانه توسعه را به جای توزیع، در شهرها متمرکز کرد. مرور این شکست ساختاری امروز نه یک محکومیت صرف، بلکه یک درس حیاتی است تا چرخه نابرابری مجدداً در سیاست‌گذاری‌های عمومی تکرار نشود.