جایگاه روابط عمومی در حفظ و مدیریت دانش سازمانی
جایگاه روابط عمومی در حفظ و مدیریت دانش سازمانی
مهرتبریز-جوامع بشری از دوره غارنشینی تاکنون دائم دستخوش تغییرات سریع و اجتناب‌ناپذیری است و سازمانها نيز از اين امر مستثني نبوده و در همين راستا دچار تغييرات و تحولات زيادي شدهاند. "سازمان‌ها برای انجام مأموریت ها و دستیابی به اهداف خود دارای منابع و دارایی های متعددی می باشند.

 برخی از این منابع و دارایی ها بسیار ارزشمند و استراتژیک هستند که برای کسب مزیت رقابتی سازمان نقش محوری دارند. دانش برای تمام سازمان‌ها از جمله ی این منابع و دارایی ها است، به طوری که صاحبنظران، دانش را جایگزین نهایی تولید، ثروت و سرمایه پولی می دانند (تافلر،۱۹۹۰).دانش،اطلاعات ترکیب شده با تجربه،شرایط،تفسیر و تفکر است،دانش منبع قابل تجدیدی است که همواره می تواند قابل استفاده قرار بگیرد و از طریق استفاده و ترکیب با تجربه کارکنان اندوخته شود . انسان ها دارای دانش اند و اطلاعات وقتی وارد ذهن انسان می شود تبدیل به دانش می شود(دالکر،۲۰۰۵ )
در اقتصاد دانش محور یا اقتصاد بر پایه دانش، در مقایسه با سایر عوامل تولید ،مانند زمین، سرمایه، ماشین آلات و غیره دانش ارجحیت بیشتری دارد، به گونه ای که در این اقتصاد ، دانش به منزله مهمترین عامل تولید محسوب می شود و از آن در حکم مهم ترین مزیت رقابتی در سازمان یاد می شود( سینار من ،۲۰۰۲ )
اسویبای( ۱۹۹۶ )،کاپلان و نورتن( ۱۹۹۶) هم دانش سازمانی را به عنوان سرمایه مطرح کردند.در واقع دانش تنها منبعی در سازمان است که در اثر استفاده، نه تنها از ارزش آن کاسته نشده، بلکه بر ارزش آن نیز افزوده می شود ( گلاسر ، ۱۹۹۸) . این دانش در رویه ها، دستورالعمل ها، دیدگاه ها، اقدامات و تصمیمات سازمانی مستقر و مستتر است و زمانی اهمیت بیشتر می یابد که به محصولات و خدمات ارزشمندی تبدیل شود. بنابراین می توان اینطور نتیجه گیری کرد که مزیت رقابتی پایدار سازمان‌ها عبارتست از آنچه را که می دانند و با چه سرعتی دانسته های خود را به کار می گیرند( کوهن ، ۱۹۹۸) . در داخل سازما ن این دانش نه تنها در مستندات و بانک های اطلاعاتی سازمان جای دارد، بلکه در تمام فعالیت ها، فرآیندها، اقدامات و نُرم های سازمان هم جریان دارد(الوانی ،۱۳۸۶)، به اشتراک گذاری دانش اغلب می تواند منجر به کاهش هزینه های تولید، اتمام سریعتر پروژه های مرتبط با توسعه ی محصول جدید، افزایش یکپارچگی، عملکرد بهتر گروه ها و ایجاد قابلیت های نوآورانه در عملکرد سازمان ها می شود( آرتور و هنتلی، ۲۰۰۵)
اهمیت دانش تا حدی است که از آن به عنوان عامل تعیین کننده موفقیت درسطوح مختلف فردی، سازمانی، اجتماعی، ملی و بین‌المللی یاد می‌کنند بطوری که : سیمون کزنتز، برنده جایزه نوبل، این مضمون را چنین بیان می‌دارد: افزایش در میزان دانش سودمند و بسط و گسترش کاربرد آن جزء ماهیت رشد اقتصادی نوین است.( شای و همکاران ، ۲۰۰۱)
اگرچه موضوع فوق از حیث مفهومی ساده و بدیهی می‌نماید. اما در مقام عمل، ایجاد، حفظ، به کارگیری، گسترش و روز آمد ساختن پایگاه دانش سازمانی ،به گونه‌ای که نقش حمایتی و پشتیبانی برای پیشرفت سازمانی را به بهترین شکل ممکن ایفا کند.برای بسیاری از سازمان‌ها دشوار است (رود و هال، ۱۹۹۸ )
تحولات گسترده در حوزه دانش وضعیت عدم تعادل جدیدی را برای سازمان ها به وجود آورده است . برای رویارویی و مقابله با عوامل عدم اطمینان، استفاده از ابزاری به نام مدیریت دانش موجب می شود تحولات قابل ملاحظه ای در برنامه وسیستم های موجود در سازمان هابه وقوع بپیوندد .در این میان ، سازمان هایی که در راستای توانمند سازی و گسترش ظرفیت های سازمانی در حل مسائل و همچنین افزایش سرمایه های فکری فعالیت می کنند در عرصه رقابت های داخلی یا خارجی، از قدرت و ثبات بیشتری برخوردارند .تداوم حیات سازمانی و بالندگی آن به زمینه هایی چون خلاقیت،نوآوری و توسعه وابسته است که به نفوذروز افزون سازمان در جامعه منجر می شود (تودارو، ۲۰۱۰ )، پیتر دراکر در قرن بیست و یکم پیاده سازی مدیریت دانش را راز موفقیت سازمان ها می داند. بنابر این ، در سازمان های هزاره سوم پرداختن به مقوله مدیریت دانش ضروری بوده و این امر مستلزم برنامه ریزی صحیح می باشد.
اولین بار پیتر دراکر( ۱۹۶۴) اصطلاح “کارکنان دانشی” را ابداع کرد. پیتر سنگه در سال ۱۹۹۰ اصطلاح “سازمان یادگیرنده”را مطرح کرد .مدیریت دانش با گزارش سالیانه ۱۹۹۴ شرکت سوئدی اسکاندیا که در کنار سرمایه مالی به سرمایه فکری هم توجه کرد، وارد عرصه مدیریت شد. دالکر( ۲۰۰۵ )
مدیریت دانش (Knowledge management) فرایند خلق، گردآوری، ذخیره، بازیابی، تسهیم و بکارگیری دانش و اطلاعات در یک سازمان تعریف می‌شود. با توجه به اینکه اطلاعات و دانایی در عصر حاضر حرف اول و آخر را می‌زد، اهمیت این حوزه از مدیریت روشن و بدیهی است. شاید بتوان گفت عنصر اصلی موفقیت در کسب‌وکارهای کنونی مدیریت دانش است.

واژه مدیریت دانش در دنیای مدیریت موضوعات مختلفی را در بر می‌گیرد علت ایجاد این نگرش به دلیل انتقال و حرکت سیستم‌های اقتصادی و تولیدی به سوی جوامع دانش محور است در این نگرش دانش در کنار منابعی مثل زمین ،کار و سرمایه به عنوان یک دارایی مطرح می‌شود (نوناکو،تاکوچی، ۱۹۹۵ )،
مدیریت دانش به لحاظ نظری و ذهنی نوعی محاسبات و برنامه‌های رایانه‌ای همراه با تشریک مساعی سازمانی است( پولانی ۱۹۶۹)
مدیریت دانش در دید فنی مفهوم توسعه یافته سیستم‌های مدیریت اطلاعات است که بر مدیریت اطلاعات و دانش و ارتباطات داخلی بین اشیا اطلاعاتی تکیه می‌کند( ران، ۲۰۰۵ )
پرز مدیریت دانش را اینگونه تعریف می‌کند مدیریت دانش شامل فراهم آوری دانش خرد و تجربیات دارای ارزش افزوده افراد درون سازمان است. در تعریفی دیگر مدیریت دانش عبارت است از به کارگیری گزینشی دانش حاصل از تجربیات تصمیم گیری‌های گذشته برای تصمیم گیری‌های حال و آینده با هدف بهبود اثربخشی سازمان است (جنکس،۲۰۰۷).
،چالش اساسی در مسیر موفقیت سازمان ها چگونگی توزیع و انتشار دانش بین کارکنان سازمان است ،هر سازمان برای دستیابی به اهداف خود، از مجموعه دانشی استفاده می‌کند که نزد تک‌تک افراد و در ذهن آن‌ها انباشته‌شده است. در صورت عدم استفاده از این دانش‌ها، می‌توان شکست سازمان یا بالا بودن هزینه‌های ناشی از تکرار برخی فرایندهای تصمیم‌گیری و عدم استفاده مطلوب از سوابق تجربی و تصمیم‌گیری‌ها را انتظار داشت. به همین دلیل، سازمان‌های پیشرو اقدام به جمع‌آوری دانش نهفته نزد پرسنل و گروه‌های کاری می‌کنند که به آن «سرمایه دانش» گفته می‌شود و نحوه استفاده بهینه از این سرمایه را گروههای دانشی موجود در سازمان ، که مهمترین مجریان مدیریت دانش هستند به عهده می گیرند،در حقیقت می توان گفت گروههای دانشی ،خط شکن هایی هستند که در سازمان ،مدیریت دانش را گام به گام پیش می برند و توسعه می دهند
در این فرآیند نقش و جایگاه روابط عمومی به عنوان یکی از این گروه های دانش مطرح می گردد. روابط عمومی ،مجموعه ای است که فعالیت هایش بر پایه دانش مداری و دانش گستری استوار بوده ودرنهادینه کردن مدیریت دانش سازمانی نقش اساسی دارد .
روابط عمومی مدیریت دانش را که شامل خلق دانش، کسب دانش، ذخیره سازی دانش، انتشار و اشتراک گذاری دانش و بالاخره بکارگیری آن است از طریق کاربرد تکنیک های مختلف انجام می دهد . ومنبع اطلاعاتی قابل اتکایی را جمع آوری می کند، تا هر کس بتواند به صورت روزمره به آن دسترسی داشته باشد همچنین روابط عمومی می تواند این ذهنیت را در مدیران و کارکنان و اعضای یک سازمان ایجادکند ،تا هرکاری که انجام می‌دهند و هرتجربه‌ای که امروز کسب می‌کنند ،مستند سازی شده و به عنوان یک منبع اطلاعاتی برای نسل‌های آینده ذخیره سازی شود. در چنین ساختاری است که ارزش سازمان دیگر به بزرگی و کوچکی آن نیست بلکه به توانایی آن در انجام فعالیت های دانشی است و در آنجاست که افزایش اثربخشی و بهره وری روابط عمومی در سازمان نشان داده خواهد شد.
ناصر اسگندریان
کارشناس مسئول روابط عمومی و مدیریت سرمایه گذاری راه آهن آذربایجان