حراج ایران در تل آویو
حراج ایران در تل آویو
در حالی که مردم ایران طی سال‌های اخیر با تبعات سنگین جنگ اقتصادی و تحریم‌های ظالمانه غرب دست‌ و پنجه نرم می‌کنند، چهره‌ای که خود را «وکیل» خودخوانده ملت معرفی می‌کند، در راهروهای پارلمان‌های اروپایی و کنگره آمریکا، ملتمسانه خواستار تشدید فشارهایی است که دود آن مستقیم به چشم همان ملت می‌رود. بررسی کارنامه و مواضع «رضا پهلوی» نشان می‌دهد که استراتژی او برای رسیدن به قدرت، نه بر پایه حمایت مردم، بلکه بر ویران‌سازی اقتصاد ایران و تهدید امنیت ملی استوار شده است.
مهر تبریز- جبرییل نصرپور: مروری بر سفرهای دیپلماتیک، دیدارها و سخنرانی‌های فرزند شاه مخلوع، پرده از حقیقتی تلخ برمی‌دارد: «مسیر بازگشت سلطنت، از میان سفره‌های خالی و کمبود داروی بیماران ایرانی می‌گذرد.»
از «فشار حداکثری» تا «تحریم‌های هوشمند»؛ بازی با کلمات برای توجیه جنایت
یکی از کلیدواژه‌های ثابت در ادبیات رضا پهلوی طی سال‌های گذشته، حمایت از کمپین «فشار حداکثری» (Maximum Pressure) بوده است؛ سیاستی که در دوران ترامپ پایه‌گذاری شد و هدف آن به صفر رساندن فروش نفت و فلج کردن اقتصاد ایران بود.رضا پهلوی در نشست‌های متعدد با لابی‌های ضدایرانی در واشنگتن، همواره سعی کرده با استفاده از واژه فریبنده «تحریم‌های هوشمند»، صورت‌مسئله را پاک کند. او مدعی است که می‌توان حکومت را تحریم کرد بدون اینکه مردم آسیب ببینند. اما اسناد و واقعیت‌های اقتصادی چیز دیگری می‌گویند. وقتی سیستم بانکی کشور تحریم می‌شود، واردات دارو، مواد اولیه کارخانجات و کالاهای اساسی مختل می‌شود.آیا «شازده» که در رفاه کامل در آمریکا زندگی می‌کند، نمی‌داند که تحریم بانکی یعنی نرسیدن داروی بیماران پروانه‌ای؟ قطعاً می‌داند، اما به نظر می‌رسد «هدف» (رسیدن به قدرت به هر قیمتی)، «وسیله» (قربانی کردن معیشت مردم) را برای او توجیه می‌کند.
پیمان با شیطان؛ سفر به تل‌آویو و دست دادن با دشمنان امنیت ملی
شاید بتوان نقطه عطف سقوط اخلاقی و سیاسی رضا پهلوی را سفر او به سرزمین‌های اشغالی و دیدار با مقامات رژیم صهیونیستی دانست. در شرایطی که رژیم صهیونیستی بارها دانشمندان هسته‌ای ایران را ترور کرده و مقامات آن صراحتاً از حمله نظامی به زیرساخت‌های حیاتی ایران سخن می‌گویند، حضور فرزند شاه مخلوع در تل‌آویو و عکس‌های یادگاری با بنیامین نتانیاهو، پیامی جز «خیانت آشکار به امنیت ملی» نداشت.این سفر در حالی انجام شد که حتی بسیاری از گروه‌های اپوزیسیون خارج‌نشین نیز آن را «انتحار سیاسی» نامیدند. پهلوی با این اقدام ثابت کرد که برای تغییر نظام سیاسی در ایران، ابایی از اتحاد با دشمن‌ترین دشمنان تمامیت ارضی و امنیت مردم ایران ندارد. او عملاً خود را به پیاده‌نظام پروژه‌ای تبدیل کرد که هدف نهایی‌اش نه دموکراسی، بلکه تضعیف ایران قدرتمند در منطقه است.لابی برای تروریستی خواندن مدافعان امنیتیکی دیگر از محورهای فعالیت رضا پهلوی در ماه‌های اخیر، تلاش بی‌وقفه برای تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در اتحادیه اروپا و کانادا بوده است. سپاه پاسداران به عنوان بازوی نظامی رسمی کشور، ضامن امنیت مرزها و بازدارندگی در برابر تهدیدات داعش و گروه‌های تجزیه‌طلب است.تلاش پهلوی برای تحریم و تروریستی خواندن نیروی نظامی رسمی کشور، در حقوق بین‌الملل به معنای چراغ سبز نشان دادن برای حمله نظامی خارجی است. کسی که ادعای میهن‌پرستی دارد، چگونه می‌تواند خواستار خلع سلاح کشورش در برابر گرگ‌های منطقه‌ای و جهانی شود؟ این اقدام او دقیقاً در راستای پروژه «سوریه‌سازی» ایران قابل تحلیل است؛ پروژه‌ای که با تضعیف نیروهای حافظ امنیت آغاز می‌شود.
«وکیل» مردم یا «دلال» تحریم؟
تناقض رفتار رضا پهلوی در اینجا آشکار می‌شود: او از یک سو در مقابل دوربین‌ها برای فقر و سختی مردم ایران اشک تمساح می‌ریزد و از سوی دیگر، در پشت درهای بسته با سناتورهای تندروی آمریکایی (که سابقه دشمنی دیرینه با ایران دارند) دیدار می‌کند تا راه‌های بستن منافذ تنفسی اقتصاد ایران را به آن‌ها نشان دهد.گزارش‌های منتشر شده از دیدارهای او در حاشیه کنفرانس امنیتی مونیخ و سفرهای اروپایی‌اش نشان می‌دهد که محور اصلی مذاکرات او، نه حقوق بشر، بلکه تشدید انزوای سیاسی و اقتصادی ایران بوده است.
آنچه از پازل اقدامات رضا پهلوی به دست می‌آید، تصویر یک سیاستمدار ملی نیست؛ بلکه تصویر فردی است که حیات سیاسی خود را به «تنفس مصنوعی غرب» گره زده است. کسی که برای نشستن بر تخت خیالی قدرت، حاضر است نردبانی از تحریم، فقر و تهدید نظامی علیه کشورش بسازد، نمی‌تواند ادعای دلسوزی برای مردم را داشته باشد.تاریخ قضاوت خواهد کرد؛ کسانی که در سخت‌ترین شرایط اقتصادی کنار مردم ایستادند و مقاومت کردند و کسانی که در پایتخت‌های غربی، «کاسب تحریم» شدند و بر آتش مشکلات بنزین ریختند. رضا پهلوی امروز نه در جایگاه یک آلترناتیو سیاسی، بلکه در جایگاه متهم ردیف اول خیانت به منافع ملی و معیشت ایرانیان قرار دارد.