حکایت تهرانی که در «چاله» جا ماند
حکایت تهرانی که در «چاله» جا ماند
تهرانِ دهه ۵۰، شهری که در رویاهایش سودای رسیدن به استانداردهای جهانی را داشت، در واقعیتِ روزمره‌اش با چاله‌هایی دست‌به‌گریبان بود که حتی راه رفتن را هم دشوار می‌کرد.
مهر تبریز- اعظم نعیمی:این تصاویر، برگی از تاریخ مدیریت شهری تهران در دهه ۵۰ را ورق می‌زنند که تضاد میان «شعار مدرنیزاسیون» و «واقعیت زیرساختی» آن دوران را به‌خوبی نشان می‌دهد. در ادامه، گزارشی بر اساس این مستندات ارائه شده است:از «رانندگی غیرممکن» تا «آسفالت شخصی»؛ بن‌بست مدیریت شهری در دهه ۵۰بررسی صفحات حوادث و گزارش‌های روزنامه‌های پرتیراژ دهه ۵۰ (اطلاعات و کیهان)، تصویری متفاوت از آنچه گاهی در قاب‌های فانتزی از تهران آن زمان ارائه می‌شود، به نمایش می‌گذارد. این اسناد نشان‌دهنده یک بحران مزمن در سیستم خدمات شهری است که در نهایت به یک پیشنهاد عجیب از سوی شهردار وقت منجر شد.
سال ۱۳۵۱؛ تهران، شهر چاله‌ها
در فروردین ۱۳۵۱، روزنامه اطلاعات با تیتری تکان‌دهنده به استقبال وضعیت خیابان‌ها رفت؛ «رانندگی در تهران غیرممکن است».گزارش‌ها از وضعیت اسفبار آسفالت، وجود چاله‌های بی‌شمار و عدم رسیدگی به خیابان‌های پایتخت حکایت داشتند.در حالی که تهران در مسیر گسترش سریع بود، زیرساخت‌های اولیه مانند آسفالت همپای این رشد حرکت نمی‌کرد و رانندگان را با استهلاک شدید خودرو و ترافیک کلافه‌کننده روبه‌رو کرده بود.
سال ۱۳۵۶؛ وقتی شهرداری مسئولیت را واگذار کرد
پنج سال بعد، به جای حل ریشه‌ای مشکل، راهکاری از سوی مدیریت شهری ارائه شد که در نوع خود بی‌نظیر بود. روزنامه کیهان در آبان ۱۳۵۶ از قول شهردار تهران نوشت: «مردم می‌توانند به‌جای عوارض نوسازی، کوچه و خیابان‌ها را آسفالت کنند.»این پیشنهاد در واقع اعتراف صریح شهرداری به ناتوانی در پوشش خدمات اولیه شهری علیرغم دریافت عوارض بود.
مدیریت شهری پیشنهاد داد که شهروندان خودشان پیمانکار بگیرند و هزینه را با عوارض قانونی خود تهاتر کنند؛ طرحی که عملاً پایتخت را به ملوک‌الطوایفی عمرانی تبدیل می‌کرد و استانداردهای یکپارچه شهری را زیر سوال می‌برد.
شکاف میان بودجه و تخصص
این اسناد نشان می‌دهند که تهران در اواسط دهه ۵۰، علی‌رغم درآمدهای نفتی سرشار، در مدیریت ساده‌ترین نیاز شهری یعنی «آسفالت» با بحرانی جدی روبه‌رو بوده است. انتقال بار مسئولیت از دولت و شهرداری به گرده مردم، نشان‌دهنده اختلال در بازتوزیع ثروت و ضعف در سیستم‌های نظارتی و اجرایی آن زمان است. پایتختی که بنا بود ویترین مدرنیته باشد، در کوچه‌پس‌کوچه‌های خاکی و خیابان‌های پر از چاله خود گرفتار شده بود.