مردمانی که هر بار از میان آوارها جوانه زدهاند
مهرتبریز- راز این سرزمین، پیوند مردمش با ریشههاست، در هر برههای که تاریخ سختی آورد، پاسخش از دل مردم آمد؛ از دلیران تنگستانیها که گندم را از دهان خود گرفتند تا مقاومت ادامه یابد، تا جنگلیهایی که برف و باران را تحمل کردند تا کرامت انسان فراموش نشود. از مشروطهخواهان تبریز که گرسنگی را تاب آوردند تا آزادی زمین نخورد، تا جوانانی که در سالهای دفاع، در گرمای جنوب و سرمای غرب یک معنا را فریاد زدند: ایران ماندنی است.
و همین روح مشترک بود که پس از هر ویرانی، فصل تازهای آفرید. پس از حملات مغول، ایران مهد فرهنگ شد؛ پس از رکود صفوی، عصر نادری آمد؛ پس از آشفتگی تیموری، هویت صفوی شکفت؛ پس از سختیهای قرن بیستم، نسل تازهای از امید و سازندگی برخاست.
این خاک به تجربه ثابت کرده است که حتی اگر زمستانش طولانی شود، ریشههایش بهار را از یاد نمیبرند. مردم ایران مردمان جوانهاند؛ فرو میافتند، اما نمیمیرند؛ میبازند، اما نمیشکنند؛ و هرگاه فرصت تنفس پیدا کنند، سبزتر از قبل برمیخیزند.
امروز نیز، با همه دشواریها و نگرانیها، نشانههای ریشهای زنده در این خاک پیداست. تاریخ این سرزمین میگوید که پس از هر سختی، فصلی نو در راه بوده است.
همانگونه که تنگستانیها و جنگلیها، همانگونه که ستارخان و یارانش، همانگونه که نسلهای دفاع از این مرز و بوم، دوباره جوانههای امید را بر خاک خشک کاشتند، این سرزمین نیز بار دیگر در آستانه بهاری تازه ایستاده و خواهد ایستاد.
در فرهنگ این سرزمین، فداکاری و از جانگذشتگی نه از سر خشونت، بلکه از سر کرامت انسانی معنا میشود. مردمی که باور دارند عزت، بزرگترین سرمایه ملتهاست. چنان فرهنگی، ترس و واهمه را از ساحت خود دور میکند و ایستادگی را نه یک شعار، بلکه شیوهای از زیست اجتماعی میسازد.
در جامعهای که آرمانخواهی و پاسداشت ارزشها بخشی از هویت جمعی است، طبیعی است که مردم آن، تصمیم نهایی درباره آینده خویش را حق بدیهی خود بدانند.
بر پایه همین مبنا، اصل اساسی منشور ملل متحد، یعنی برابری حاکمیتی دولتها و عدم مداخله در امور داخلی کشورها، یکی از ستونهای نظم بینالملل به شمار میرود.
بنابر این اصل، هیچ دولت یا قدرتی در هر فاصله جغرافیایی که باشد حق مداخله در انتخابهای داخلی ملّتهای دیگر، تعیین سرنوشت آنان، یا دیکتهکردن مسیر آیندهشان را ندارد.
تعیین شیوه حکومت، اصلاحات، پیشرفت یا تغییرات اجتماعی، اموریاند که فقط و فقط در اختیار خود مردم هر کشور است و در چهارچوب خواست و اراده همان جامعه صورت میگیرد.
آنچه در طول تاریخ ایران دیدهایم، تأکید مداوم بر همین قاعده بوده است: این سرزمین سختیهای فراوان دیده، اما هر بار با تکیه بر ایثار مردمانش و با حفظ استقلال تصمیمگیری، مسیر خود را ادامه داده است. اختلافنظرهای داخلی، چالشهای اجتماعی یا فشارهای اقتصادی، و حتی تغییرات احتمالی موضوعاتی درونیاند که حل آنها در گرو خرد جمعی و تدبیر خود مردم است؛ نه دخالت قدرتهای بیرونی.
درک این حقیقت، نه تنها احترام به ملت ایران، بلکه احترام به اصول بنیادین حقوق بینالملل است.
با تمام موجها و تلاطمهایی که بر این کشور گذشته و شاید همچنان در پیش باشد، تجربه تاریخی نشان داده است که ایران هیچگاه تن به تحقیر و وابستگی نداده است.
بر اساس همان اصل مهم در منشور ملل متحد حق ملّتها در تعیین سرنوشت خویش آینده ایران نیز به دست ایرانیان رقم خواهد خورد و هیچ ارادهای بیرون از این مرزها نمیتواند جایگزین اراده مردم این سرزمین شود و این مهم را باید آقای ترامپ درک کند و بفهمد.
در خاتمه شایست است بدانیم، در هر پیچ و خم تاریخ، در هر دگرگونی سیاسی، در هر فراز و نشیبی که بر این خاک گذرد، نباید اجازه داد عطر جانفشانی آنان که هستی خویش را در طبق اخلاص نهادند تا این آب و خاک بماند، به فراموشی سپرده شود.
آنان که چون سه سرباز گمنام مرزبان، قرنها پیش، با ایثار خون خویش، سمبل استقامت شدند و امروز مزارشان، در مرز ارس قبلهگاه دلهای روشن مردمان این دیار است. یادشان، نه فقط خاطره، که چراغ راه است؛ فریاد مقاومت است؛ و پژواک ابدی عشق به وطن. سر تعظیم فرود می آروریم در مقابل این همه عزت و ایثار.
- منبع خبر : وطنم این بهار، بهاریتر از پیش خواهد درخشید؛


















