مهر تبریز- اعظم نعیمی: در روزگاری که بازار بهانهجویی داغ است و خیلیها برای فرار از سختیها هزار دلیل میتراشند، مهدی بخشی، کشتیگیر ناشنوای آذربایجانشرقی ایستاد تا ثابت کند اراده، صدایی بلندتر از هر فریادی دارد. او پهلوانی است که در سکوت مطلق، پنجه در پنجهی غیرممکن انداخت و هیولای ناامیدی را چنان مقتدرانه زمینگیر کرد که داورِ سرنوشت، چارهای جز بالا بردن دستِ او نداشت.
در روایتهای رایج از قهرمانی، صدا نقش پررنگی دارد؛ تشویق تماشاگر، فریاد مربی، هیجان گزارشگر. اما تجربه ورزشکاران ناشنوا نشان میدهد موفقیت الزاماً از مسیرهای مرسوم و پرهیاهو عبور نمیکند. مهدی بخشی یکی از مصداقهای روشن و تکاندهندهی این واقعیت است؛ قهرمانی که تنها یک ورزشکار نیست، بلکه نماد ارادهای پولادین در دیار آذربایجان است. کسی که بر روی تشک کشتی، نه تنها حریفان قدرتمند از سراسر جهان، بلکه محدودیتهای جسمانی را نیز به خاک مالید.
بخشی که سالهاست پرچم ایران را در میادین بینالمللی به اهتزاز درآورده، با فنون ناب ایرانی و غیرت آذری، بارها سرود ملی را در سالنهایی طنینانداز کرده که خودش قادر به شنیدن آن نبود، اما لرزش غرور را در قلب میلیونها ایرانی حس میکرد.
۱۳ مدال جهانی، ۴ مدال المپیک و یک دنیا حرف
بخشی ۱۳ مدال جهانی و ۴ مدال المپیک کشتی ناشنوایان را در ویترین افتخاراتش دارد، اما اینها تنها اعدادی ساده نیستند؛ هر کدام از این مدالها قصهای دارند از تمرینات طاقتفرسا در تنهایی، از زمین خوردنها و برخاستنهای بیپایان و از جنگیدن با حریفانی که در برابر بزرگی روح مهدی کم میآوردند. او ویترین افتخاراتش را با مدال های طلا و نقره پر کرده، اما آنچه او را جاودانه میکند، جنس مدالهایش نیست؛ بلکه مسیری است که برای رسیدن به سکو طی کرده است.
تجلیل از «زندهنام» مهدی بخشی
قرار است در همایش باشکوه «زندهنامان» از این اسطوره تجلیل شود. انتخابی که هوشمندانهترین پیام را در دل خود دارد؛ اینکه معیار جاودانگی و زندهنام بودن، تنها قهرمانی روی سکو نیست، بلکه منش پهلوانی و ایستادگی در برابر طوفانهای سهمگین زندگی است. تجلیل از مهدی بخشی، تجلیل از روحیهای است که در برابر سختیها زانو نمیزند.
داستان مهدی بخشی، فراتر از روایت یک ورزشکار معلول است؛ این داستانِ ظرفیت نامحدود انسان است. او با زندگی خود به ما نهیب میزند که “غیرممکن” تنها یک لغت بزرگ و توخالی در لغتنامههای کاغذی است که میتوان در میدان عمل، آن را با یک فنِ کمرِ جانانه، ضربهفنی کرد.
سیلیِ محکم بر صورت بهانهها
هر بار که مهدی بخشی دوبنده بر تن میکند و روی تشک میرود، و هر بار که پس از یک نبرد سنگین برمیخیزد، انگار دارد به صورت تمام بهانههای پوچ ما سیلی میزند. او به ما میگوید که اگر گوشهایت نمیشنود، با قلبت بشنو؛ و اگر راه را نمیبینی، راهی بساز.
مهدی بخشی، قهرمانی است که مدالش اگرچه از طلا و نقره است، اما جوهرهی وجودش از جنسی کمیابتر و گرانبهاتر ساخته شده؛ از جنسی به نام غیرت. او ثابت کرد که برای شنیده شدن صدای قهرمانی، نیازی به فریاد نیست؛ گاهی سکوت یک مرد، جهان را به لرزه در میآورد.


















