مهر تبریز- سهیلا عباسپور: وحدت ملی معمولاً زمانی به یک کلیدواژه پرتکرار در فضای رسمی تبدیل میشود که جامعه با بحران روبهروست؛ از فشارهای خارجی گرفته تا تنشهای اقتصادی و شکافهای اجتماعی. اما مسئله اینجاست که آیا وحدت ملی صرفاً ابزاری برای عبور از بحران است یا باید آن را بهمثابه یک وضعیت پایدار اجتماعی فهم کرد؟
واقعیت این است که وحدت ملی نه با دستور شکل میگیرد و نه با تکرار مداوم در سخنرانیها تثبیت میشود. وحدت، محصول یک رابطه زنده میان مردم و حاکمیت است؛ رابطهای که اگر دچار اختلال شود، حتی بزرگترین تهدیدهای خارجی هم نمیتوانند آن را ترمیم کنند.
در سالهای اخیر، بارها شاهد دعوت رسمی به «کنار گذاشتن اختلافات» بودهایم. این دعوتها اغلب با نیت حفظ انسجام در برابر دشمن بیرونی مطرح میشوند، اما مسئله اصلی اینجاست که اختلافات اجتماعی با توصیه
اخلاقی از بین نمیروند. اختلاف، نشانه حیات جامعه است؛ آنچه خطرناک است، انکار اختلاف و نادیدهگرفتن ریشههای آن است.
وحدت ملی زمانی معنا پیدا میکند که شهروند احساس کند بخشی از معادله است، نه صرفاً مخاطب آن. اگر مشارکت سیاسی کاهش یابد، اگر اعتماد عمومی فرسایش پیدا کند، و اگر بخش قابلتوجهی از جامعه خود را در تصمیمسازیها بیاثر ببیند، آنگاه وحدت به یک پوسته خالی تبدیل میشود؛ ظاهری آرام با درونی ناپایدار.
از سوی دیگر، نباید وحدت ملی را با یکدستی فکری یا سکوت اجتماعی اشتباه گرفت. جامعهای که در آن نقد هزینهبر باشد یا اعتراض بهسرعت به تهدید تعبیر شود، شاید در کوتاهمدت آرام به نظر برسد، اما در بلندمدت سرمایه اجتماعی خود را از دست میدهد. وحدت واقعی نه در حذف صداهای متفاوت، بلکه در پذیرفتن آنها در چارچوب قواعد روشن و منصفانه شکل میگیرد.
نکته مهمتر این است که وحدت ملی بیش از آنکه یک مسئله امنیتی باشد، یک مسئله اجتماعی و اقتصادی است. تا زمانی که بخش بزرگی از جامعه با نااطمینانی معیشتی، احساس تبعیض یا بیعدالتی مواجه است، انتظار انسجام پایدار چندان واقعبینانه نیست. مردم پیش از آنکه به دعوتهای کلی پاسخ دهند، به تجربه زیسته خود رجوع میکنند.
در چنین شرایطی، سیاستگذار اگر بهدنبال تقویت وحدت ملی است، باید مسیر را از پایین به بالا اصلاح کند: افزایش شفافیت، پذیرش مسئولیت خطاها، بازکردن فضا برای گفتوگوی واقعی و بهرسمیت شناختن مطالبات متنوع اجتماعی. وحدت نتیجه این فرآیند است، نه نقطه آغاز آن.
در نهایت، وحدت ملی نه با بحران آغاز میشود و نه با بحران پایان مییابد. جامعهای که در شرایط عادی بتواند تنوع، نقد و اختلاف را مدیریت کند، در شرایط بحرانی نیز منسجمتر عمل خواهد کرد. برعکس، جامعهای که وحدت را فقط برای روزهای سخت میخواهد، معمولاً در همان روزها متوجه میشود که دیر به فکر آن افتاده است.


















