وقتی سلیقه‌ها، قربانگاه شایستگان می‌شوند/ مرز خودی و ناخودی در نگاه تاریخ
وقتی سلیقه‌ها، قربانگاه شایستگان می‌شوند/ مرز خودی و ناخودی در نگاه تاریخ
مهرتبریز- محمدرضا ایازی روزنامه نگار و پژوهشگر علوم سیاسی/ اگرچه امروز زمان مقاومت است و جای گلایه نیست، اما این نوشتار نه از سر گلایه، بلکه اشاره‌ای به بی‌مهری‌هایی است که در آرشیو تاریخ سپرده می‌شود، باشد که تلخی آن در حق آیندگان تکرار نشود.

به گزارش خبرنگار ما در آذربایجانشرقی؛ هم‌میهنان عزیز، امروز، در این برهه‌ حساس که تمامیت ایران، زیر نگاه تیزبین تاریخ ایستاده و نفس‌های سرنوشت‌سازش را می‌شمارد، شاید زمان آن رسیده باشد که به آینه قضاوت خود بنگریم. آیا غبار سلیقه‌های سیاسی یا منافع جناحی، دیدگان ما را چنان تار کرده که نمی‌توانیم خدمت صادقانه و شایستگی اثبات‌شده را ببینیم؟
چه تلخ و مظلومانه است، وقتی افرادی که عمری را در بوته آزمون خدمت به این آب و خاک، از سازندگی تا دفاع، از قانون‌گذاری تا اجرا، سربلند بیرون آمدند و امتحان خود را پس دادند، ناگهان به جرم متفاوت اندیشیدن یا همسو نبودن با جریان خاص، از دایره حیات سیاسی و اجتماعی کنار گذاشته می‌شوند.
این نوع رد صلاحیت کردن ها ردن و حذف‌ها، بیش از آنکه به فرد مورد نظر لطمه بزند، به خود کشور ضربه می‌زند؛ چرا که توانمندی‌ها و بصیرت‌هایی که می‌توانست گره‌گشای مشکلات باشد، در قفس تنگ ملاحظات جناحی محبوس می‌گردد.
این رفتارها، همانند بمباران ناجوانمردانه‌ی دشمن، بر پیکره‌ی دل فرزندان همین آب و خاک زخم می‌زند، با این تفاوت اساسی که گلوله‌ها از بیرون مرزها نمی‌آیند، بلکه از درون همین خانه مشترک، از دل همان سلیقه‌های سیاسی نامقبول برمی‌خیزند و همبستگی را خدشه‌دار می‌کنند.
این جفای گزینشی، گرچه ممکن است در کوتاه‌مدت به مذاق اهل قدرت خوش آید، اما در درازمدت، خسرانی بی‌اندازه را برای خود ایران به ارمغان می‌آورد.
شهادت در لباس دفاع؛ آنجا که ردشدگان مظلوم، پیش‌قراول ایثار می‌شوند!
اما در اوج این تلخی‌ها، گاه شاهد شیرین‌ترین حقایق نیز هستیم. در همین روزگار پرمخاطره، زمانی که دشمنان قسم‌خورده‌ی ایران، چه آن رژیم جنایتکار صهیونیستی و چه آمریکای مدعی دموکراسی، تمام توان خود را برای ضربه زدن به این سرزمین به کار گرفته‌اند و تهدیدات در هر سو کمین کرده است؛ ناگهان می‌بینیم که همان نام‌آوران رد شده، همان عزیزانی که شاید حق حیات سیاسی‌شان به ناحق ربوده شده بود، با دلی سرشار از عشق به ایران، گویی سبقت از همگان می‌گیرند!
شاهد این مدعا، همان شهادت‌های مظلومانه‌ای است که در سکوت بزرگ‌منشی و بدون هیچ شکایتی از بی‌مهری‌های تحمیل شده، رقم خورد.
بزرگانی چون شهید عالیقدر علی لاریجانی (در این روایت نمادین)، ودر سنوات دور نیز باکری ها، که حتی پس از تحمل سایه‌ی سنگین بی‌مهری‌ها و رفتارهای هدفمند یا نظرات شخصی بلندپایگان، لب به شکوه نگشوند؛ چرا که می‌دانستند گلایه‌ها چگونه می‌تواند همبستگی ملی را دچار تردید کند.
شهید مظلوم علی لاریجانی، همچون هزاران باکری و همت دیگر، در اوج ایثار، سینه سپر کرد و آمادگی برای شهادت را به نمایش گذاشت. این، اوج وفاداری است؛ ایثاری که نشان می‌دهد خدمت واقعی و عشق به وطن، از قاب تنگ سلیقه‌های سیاسی فراتر می‌رود.
اینجاست که ندای خرد جمعی بلند می‌شود؛ آیا شایسته‌تر بود که قدر این دانایان زمان‌شناس و سیاستمدارن خستگی ناپذیر و قهرمانان امتحان‌داده را پیش از آنکه دیر شود، می‌دانستیم؟
آیا بهتر نبود به جای رد کردن و حذف و خانه نشین کردن به خاطر عدم هم‌سویی، آنان را در قامت تدبیر و مدیریت، در برهه‌های حساس، پیش از آنکه دیر شود، در یاری کشورمان  به موقع به کار می‌گرفتیم؟
در نهایت، احترام به خرد جمعی و باور به توانمندی همگان، نه تنها جفا و بی‌مهری را از میان برمی‌دارد، بلکه همبستگی را تقویت کرده و ایران را در برابر هر گزند و گزنده‌ای استوارتر خواهد ساخت. بیایید با کنار گذاشتن شکاف‌های مصنوعی، امحای برچسب‌های بی‌ارزش و مهرهای بی‌اعتباری که به ناروا بر شایستگان می‌زنیم، و با احترام به هر هموطنی که دل در گروی خدمت به این آب و خاک دارد و در بزنگاه‌ها آماده است تمام هستی خود را فدا کند، در برابر دشمن، یک صدا و متحد بایستیم.
باید بپذیریم که در حق بسیاری از انسان‌ها، چه خواسته و چه ناخواسته، جفا روا داشته شده است. با محدود کردن دایره خودی‌ها ، ما به بسیاری از انسان‌هایی که شایستگی و پتانسیل خدمت داشتند، جفا کردیم!
معیار اصلی باید خدمت صادقانه و بی منت باشد، نه لزوماً همسویی با یک جریان خاص. چرا که عاقبت خیر، از آن کسانی است که دل به خدمت خالصانه و عشق بی‌دریغ به وطن سپرده‌اند.

باور داشته باشیم که بسیاری از کسانی که به هر دلیلی باعث شدیم از حضور در عرصه‌های سیاسی حذف شوند، و همچنین جوانانی که به هر دلیلی مجبور به ترک وطن شدند، از سرمایه‌های اساسی این مرز و بوم بودند. امروز، در این آوردگاه، آنان نشان دادند که هنوز هم دلشان برای عزت ایران می‌تپد و آماده‌ فداکاری هستندو در کنار آن برخورد قهری با وطن فروشان نیز در چارچوب قانون الزامی هست.

 باید بپذیریم که ایران از آن تمام ایرانیان است، بوده و خواهد بود؛ چه در روزهای صلح و چه در روزهای جنگ.
یاد و خاطره شهدای ۸ سال دفاع مقدس، شهدای جنگ‌های اخیر، و به ویژه آن عزیزانی که مظلومیت، دانش و زمان‌شناسی‌شان بر همگان آشکار شد، گرامی باد.