چالش انتخاب استاندارآذربایجان شرقی فرصت یا تهدید
چالش انتخاب استاندارآذربایجان شرقی فرصت یا تهدید

مهر تبریز- میانگین سنی بالا در دولت روحانی یکی از مسائلی بود که همیشه مورد نقد افراد و گروه‌های مختلف قرار می‌گرفت، پس از تصویب و ابلاغ اصلاح قانون منع به‌کارگیری بازنشستگان مدیران زیادی از بدنه اجرایی دولت برای پایبندی به‌این قانون باید جدا شوند، مدیرانی که معمولا در سطوح عالی اجرایی در کشور و استان‌ها به‌کارگیری شدند وآذربایجان شرقی نیز ازجمله استان‌های دارای مدیران بازنشسته در سطوح مختلف از جمله استاندار، معاونان استاندار است.

مهر تبریز- میانگین سنی بالا در دولت روحانی یکی از مسائلی بود که همیشه مورد نقد افراد و گروه‌های مختلف قرار می‌گرفت، پس از تصویب و ابلاغ اصلاح قانون منع به‌کارگیری بازنشستگان مدیران زیادی از بدنه اجرایی دولت برای پایبندی به‌این قانون باید جدا شوند، مدیرانی که معمولا در سطوح عالی اجرایی در کشور و استان‌ها به‌کارگیری شدند وآذربایجان شرقی نیز ازجمله استان‌های دارای مدیران بازنشسته در سطوح مختلف از جمله استاندار، معاونان استاندار است.
به گزارش خبرنگار ما در تبریز، تسلط بر پتانسیل‌ها و چالش‌ها و کمبودهای استان، استفاده از نیروی جوان و هم‌راستا با دولت و همراه بودن با دستگاه‌های اصلی و بزرگان استان بیشتر مورد تاکید است. هماهنگی با دستگاه‌های اصلی و تعیین‌کننده در استان مهم است.

آشنایی کامل به‌فرصت‌ها، تهدیدها، ظرفیت‌ها و توانمندی‌های استان مهم است و اگر استاندار اطلاعات کافی از قبل داشته باشد، در مدیریت استان جلو خواهد بود و می‌تواند بدون توقف مسیر توسعه و رشد استان را فراهم کند. به‌نظر می‌رسد نیازمند یک مدیر قوی و توانمند برای تحقق اهداف و موقعیت‌های استان هستیم. دولت با استفاده از مرکز آموزش مدیریت دولتی و دانشگاه‌هایی که در این رابطه می‌توانند تربیت نیرو کنند، باید یک مکانیزم را در درون خودش تعریف کند که به‌طور مستمر تولید مدیر و نیروی انسانی تراز انقلاب را برای کشور داشته باشد، زیرا ما به‌طور دائم در کشورمان برای اداره کشور در سطوح مختلف نیازمند نیرو و کادر مناسب و تربیت شده هستیم.
نباید دولت‌ها در اثر بی‌توجهی به کادرسازی و نیروسازی مجبور به‌استفاده از بازنشسته‌ها شوند و در همچنین باید به‌گونه‌ای تمهید کنند که گردش نخبگان در درون سیستم دولت بتواند به‌طور مستمر و بدون هیچ توقفی ادامه داشته باشد و نیروهای بانشاط، توانمند، جوان و تربیت شده نخبه‌ای که متناسب با زمان بتوانند دستگاه اجرایی کشور را مدیریت کنند، تربیت و وارد سیستم شوند. نسل اول انقلاب در کناره‌گیری از امور اجرایی هم باید ایثار داشته باشند و امور را به‌جوان‌های کاربلد و تحصیل‌کرده بسپارند، زیرا وضعیت کنونی کشور و این بحران اقتصادی و تورمی که به‌وجود آمده، به‌دلیل عیب و نقص در مدیریت‌های خودمان و خستگی مدیران است، باید دوباره به‌شکلی اعتماد مردم را به‌دست بیاوریم و این جوان‌های تازه نفس قاطعانه امور را به‌دست بگیرند و اعتماد به‌بخش اجرایی کشور را به‌وجود بیاورند.

استانداری که مدنظر است باید توسعه محور باشد، اقتصاد استان را بهبود ببخشد و برنامه داشته باشد، مطالبه‌گر برای استان باشد و توانمندی گفت‌وگو و تعامل با سایر دستگاه‌های اجرایی و وزارتخانه‌های مربوطه در جذب اعتبارات عمرانی و گردشگری توسعه در بخش صنعت و معدن و کشاورزی و جذب سرمایه‌گذاری را داشته باشد، در بخش اعتبارات برنامه داشته باشد، مسلط به‌برنامه و بودجه باشد. باید اولویت‌بندی اجتماعی باشد و نماینده دولت با بزرگان استان مشکلات را حل کرده، بین جریان‌های سیاسی استان وحدت ایجاد کند.. انتخاب فردی هم‌راستا با سیاست‌های دولت، حق دولت است باید شناخت ظرفیت‌ها، استعدادها، توانمندی‌ها، امکانات و مولفه‌هایی که سبب پیشرفت بالقوه استان می‌شود، توسط دولت اتفاق افتاده باشد و بدانند این‌ها پارامترهای پیشرفت استان است و بعد برنامه افرادی که نامزد پذیرفتن جایگاه استاندار آذربایجان شرقی هستند را بر این مبنا تطبیق دهند و به‌افراد امتیاز دهند.

وی مسئله دوم را در یک دیدگاه جامع توجه به‌آسیب‌ها، نقاط ضعف و پارامترهای عقب‌افتادگی استان دانست فرد مورد نظر باید آن‌ها را در برنامه‌اش آورده باشد و این را هم دولت باید احصا کرده باشد و در چارچوب این موارد فرد مناسب را انتخاب کند. اکنون دولت به‌عبارتی وارد سال سومش شده، یعنی از دوره دوم، وارد سال دوم شده، اما عملا ملاحظه می‌کنید موضوعی به‌نام پدیده اتفاقاتی از جنس پدیده در استان وجود دارد، این نگاه اگر یک نگاه جامع بود و یک رویکرد کامل و بسیط وجود داشت، این اتفاقات نمی‌افتاد یا سایر پارامترها به‌همین صورت، معضلی به‌نام سرمایه‌گذاری در استان بیشتر رفته به‌سمت انبوه سازی‌ها یا از جنس مجتمع‌سازی اقتصادی، این چه بازخورد یا رویکرد پیشرفتی را برای استان خواهد داشت؟ از دیدگاه امنیتی و سیاسی و پارامترهای متعدد بخواهیم نگاه کنیم، من معتقدم دولت در حال حاضر در طول این چند سال اگر کنار هر وزیری یا کنار هر نیروی اجرایی در چارچوب حوزه اجرا، حتی به‌صورت حداقلی نیروی جوان می‌گذاشت که از پارامترهای منطبق با استانداردهای حداقلی خود دولت برخوردار است، می‌توانست به‌آنها فرصت دهد و بعد بر اساس این فرصت مطالبه داشته باشد و برای آنها تعریف مسؤولیت کرده باشد. با اشاره به فرمایشات  مقام معظم رهبری که فرمودند حل مشکلات این کشور در نیویورک، لوزان و ژنو نیست، در همین کشور با توجه به‌استعداد، توان و ظرفیت داخلی است؛ دولت می‌تواند از ظرفیت‌های داخلی موجود استفاده ببرد و سه سطح برای این نگاه به‌ظرفیت‌های موجود می‌توان در نظر گرفت.

یک ظرفیت که می‌تواند معضل و مشکلات را برطرف کند، بازگشت نیروهای توانمند و کارآمدی است که فرصت خدمت دارند، اغلب هم جوان هستند و دولت با آمدنش همه این‌ها را پاکسازی کرد و رفت به‌سمت نیروهای پیر که بیشتر رویکرد مشورتی و مشاوره‌ای برای این‌ها در جامعه مفید بود، این افراد ضمن اینکه معضل و مشکل دولت را حل می‌کنند، می‌توانند معضل و مشکل بسیار بزرگ امروز را حل کنند و به‌طور کلی در چارچوب نگاه اقتصاد مقاومتی می‌توانند خیلی از معضلات را برطرف کنند. گروه دوم را افرادی هستندکه در چارچوب بدنه جریان علمی کشور حضور دارند . این افراد نشان دادند استعداد و توانمندی اجرایی کشور را دارند، با سیاست‌های کلان دولت هم همراه هستند و می‌توانند معضل و مشکل دولت را برطرف کنند.

ظرفیت سوم را فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها می باشند این افراد امروز سر از پا نمی‌شناسند که یک فرصت خدمت فراهم شود تا بتوانند نشان دهند که اگر به‌جوان‌ها اعتماد شود، می‌توانند کارهای بزرگی را انجام دهند و فکر می‌کنم این سه عرصه قابلیت بهره‌گیری توسط دولت را دارد. تسلط بر چالش‌ها، پتانسیل‌ها و کمبودهای استان مهم است. استاندار به‌عنوان نماینده عالی دولت در استان باید از ویژگی‌هایی برخوردار باشد که بتواند استان و مدیران و سازمان‌های استان را به‌شکل عالی مدیریت کند و در خدمت منافع مردم استان قرار بدهد. تسلط بر چالش‌ها، پتانسیل‌ها و کمبودهای استان را مهم بوده و توانایی پیگیری همه این موارد و اقدامات جدی در زمینه آن‌ها را وظیفه استاندار می باشد. تجربه در مورد وزارت کشور مهم است و باید کسی باشد که در سطوح فرمانداری، معاون استانداری و استانداری کار کرده باشد، چون کار وزارت کشور با کار بقیه ادارات متفاوت است و باید همه ادارات را بتواند به‌نوعی نمایندگی کند. دولت هم متاسفانه در طی این ۱۵-۲۰ سال گذشته کادرسازی مناسب برای مدیریت خودش نکرده و پرورش نیرو به‌نحو مطلوب انجام نشده است.
در هشت سال دولت گذشته متاسفانه مدیریت‌ها متفاوت از مدیریت‌های جاری بود، در دوره دولت فعلی هم ساماندهی نیروی انسانی به‌شکلی نبود که اکنون با خارج شدن این تعداد نیرو شود نیروهای مناسبی را از بدنه خود وزارتخانه‌ها جایگزین کرد و چه‌خوب بود که این قانون فرصتی را می‌داد که نیروها به‌تدریج بتوانند جایگزین شوند، نیروهای بازنشسته از بدنه دولت خارج شوند و مشورت دهند. در همه دنیا از نیروهایی که تجربه مدیریتی در سال‌های متمادی دارند، به‌عنوان کسانی که تجربه بلند مدتی در ارتباط با اداره استان‌ها و اداره مناطق دارند، به‌نحوی استفاده می‌شود که در بهتر شدن امور شود، بهره‌گیری کرد. انتخاب استاندار رانتی پاسخگوی حل مشکلات مردم استان  نیست . استاندار خدمت‌رسان باید عمیقا انقلابی و اسلامی باشد، یعنی به‌انقلاب و اسلام عمیقا وفادار و نیرویی باشد که حاضر است برای انقلاب و اسلام فداکاری کند.

استاندار باید پایگاه خودش را خدمت به‌مردم قرار دهد و خودش را از طریق خدمت کردن به‌مردم متصل کند، اگر استاندار از طریق رانت و از طریق روش‌هایی که افراد خودشان را به‌جاهایی متصل می‌کنند تا به‌مقامی برسند، انتخاب شود، بعد هم به‌جای کار کردن باید فقط هوای افراد یا جریاناتی را داشته باشند که آنها را به‌آن مقام رساندند و انتخاب این نوع آدم‌ها در شرایط حاضر پاسخگوی حل مشکلات مردم استان نیست. ۱۰ برابر نیروهایی که اکنون بازنشسته هستند و این پست‌ها را در بدنه دولت اشغال کردند، نیروهای کارآمدتر وجود دارد و نگرانی از بابت کمبود نیروی کارآمد جوان نیست. دولت مسؤول است، اجرای روح قانون را به‌اجرای ظاهر قانون. اولویت دولت نه برای استاندار بلکه برای همه مدیرانی که می‌خواهد، انتخاب کند باید به روح این قانون توجه کند. درست است که اشخاص بازنشسته با این سن یا ۳۰ سال سابقه کار نباید در مصادیق مدیریتی بنشینند، اما این ظاهر و صورت قانون است، این قانون یک سیرت و روح دارد و روح قانون این بوده که در واقع افرادی باید در این مسند بنشینند که انگیزه بالایی دارند و برنامه‌ها و ایده‌های جدیدی دارند.

یعنی اگر کسی را با ۲۹ یا ۲۸ سال سابقه کار که یکی دو سال دیگر شامل این قانون می‌شود، بگذارد، به‌لحاظ اینکه ایده‌های جدید و انگیزه‌های جدید داشته باشد، خیلی فرقی نمی‌کند، این یعنی بی‌توجهی به‌روح قانون و توجه به‌ظاهر قانون و دولت اینطوری خودش را فریب می‌دهد و قطعا خودش متضرر و به‌تبع این ضرر، جامعه ایران متضرر می‌شود. دولت مسؤول است، مسؤولیت اخلاقی، قانونی و شرعی دارد که نسبت به‌این مسئله توجه جدی داشته باشد و اجرای روح قانون را به‌اجرای ظاهر قانون اولویت ببخشد. توجه دولت به‌انتخاب مدیران هم‌راستا و هم‌جهت مهم  بوده مدیران انتخابی باید با اهداف، برنامه‌ها و آرمان‌های دولت، هواداران دولت، کسانی که به‌دولت رای دادند و دولت را بر مسند نشاندند، همراهی داشته باشد و به‌آن برنامه‌ها، دیدگاه‌ها، اهداف و آرمان‌ها معتقد باشد، بنابراین، این بحث کلی است که استاندار بعدی باید از جریان خود دولت و اصلاح‌طلبانی که از دولت حمایت کردند، باشد.
استاندار باید آذربایجان را به خوبی بشناسد اداره استانی مانند آذربایجان شرقی با اداره دیگر استان‌های کشور متفاوت است و استاندار باید هم شناخت همه جانبه نسبت به‌مسائل استان داشته باشد و هم توانمندی خاصی برای اداره استان داشته باشد، بنابراین الزاما بومی بودن یا نبودن بحث مهمی نیست، بلکه توانمند بودن و شناخت داشتن نسبت به‌ابعاد متفاوت استان بحث مهمی است. در واقع دولت از قبیله‌گرایی یا سهم دادن به‌بعضی از گروه‌های غیررسمی و غیرشناسنامه‌دار خارج از احزاب بپرهیزد، بحث احزاب کاملا متفاوت است، با احزاب باید تعامل شود، چون احزاب دارای برنامه و هدف هستند و کسانی را که معرفی می‌کنند قطعا مسؤولیتشان را می‌پذیرند.

اگر دولت بخواهد با گروه‌های غیرشناسنامه‌دار و مبهم که بیشتر شبیه گعده هستند وارد تعامل شود، همین مسیر طی می‌شود و به‌کارآمدی دولت کمک نمی‌کند، اما اگر دولت بیاید با توجه به‌وعده‌هایی که به‌مردم داده، با شناسایی چالش‌های فعلی کشور و نیازهای روز جامعه، منطبق بر این‌ها نیروهای کارامد و هم‌راستا با شعارها و وعده‌های خود را برای این مناصب انتخاب کند، من قطعا معتقدم که وضعیت دولت نه تنها از این شرایط بدتر نمی‌شود، بلکه به‌مراتب بهتر می‌شود. قانون منع به‌کارگیری بازنشستگان در واقع یک خون جدیدی را در کالبد بروکراتیک جامعه ایران می‌دمد، به‌این معنا که بالاخره افراد و مدیرانی که سالیان سال در مناصب مدیریتی و اجرایی مشغول به‌فعالیت بودند و فرصت نمی‌کردند،

دیدگاه‌ها و نظراتشان را به‌روز و انگیزه‌هایشان را بازتولید کنند، به‌کنار می‌روند و افراد جوانتری بر مسند می‌نشینند که قطعا برنامه‌های جدیدی برای پیشبرد امور خواهند داشت. اقتناعی اظهار کرد: مهم‌تر از برنامه‌های جدید، انگیزه مضاعفی است که آنها برای اثبات توانایی‌های خودشان به‌همراه دارند و به‌کار می‌بنندند و این در واقع یک فرصت تاریخی برای جامعه ایران و یک توفیق اجباری برای دولت اقای روحانی است. بهتر بود دولت قبل از اینکه این قانون در مجلس تصویب و ابلاغ شود و مسئله پیرسالی بدنه بروکراتیک جامعه ایران بخواهد به‌صورت دستوری برطرف شود، خود دولت برای اجرای چنین دیدگاهی پیش‌قدم می‌شد و میانگین سنی مدیرانش را پایین می‌آورد و از مدیران جوان، با انگیزه، خلاق، دارای تفکرات نو و به‌روز، همراه با تحولات جامعه جهانی و منطبق بر نیازهای روز جامعه ایران انتخاب می‌کرد. باید دید وزیر کشور در این شرایط حساس که بسترهای نارضایتی در حوزه‌های مختلف به‌خصوص اقتصاد و سرمایه‌گذاری در حال گسترش با انتخابی شایسته در پی مدیریت تخصصی و توانمند است یا انتخابی پر از حاشیه را نصیب دیار آذربایجان شرقی می‌کند تا موج دیگری را در پی بی‌توجهی به‌اصل مسائل استان رقم بزند؟
احمد بایبوردی
فعال فرهنگی واجتماعی