گزارشی از تجمع اعتراضی مجتمع مسکونی طالقانی تبریز؛ فریادهای فروخورده در دل انتظار/«دیگر ندارم بخدا ندارم»
گزارشی از تجمع اعتراضی مجتمع مسکونی طالقانی تبریز؛ فریادهای فروخورده در دل انتظار/«دیگر ندارم بخدا ندارم»
مهر تبریز: اعضای مجتمع مسکونی ۲۰۸ واحدی طالقانی تبریز، مدعی‌اند که بنیادها و پیمانکاران، با استناد به «افزایش ارزش منطقه»، از اعضا پول بیشتری طلب می‌کنند در حالی که این زمین، متعلق به مردم محروم بوده و نباید دستاویزی برای سودجویی عده‌ای شود.

به گزارش مهر تبریز، امروز، زیر آسمانِ ابری تبریز، نه صدای ساز بود و نه هیاهوی شادی، بلکه صدای بغض‌ها و ناله‌هایی شنیده می‌شد که از عمقِ جانِ خانواده‌هایی برمی‌خاست که امیدشان به خانه‌دار شدن، اکنون به کابوسی تلخ بدل شده است. در مجتمع مسکونی ۲۰۸ واحدی طالقانی تبریز، جایی که قرار بود خانه‌ امنِ آینده باشد، امروز پناهگاهِ دل‌های شکسته شد، دل‌هایی که هفت سال است در انتظار تحقق یک رویا، دار و ندارشان را فروخته‌اند و حالا جز حسرت و استیصال چیزی برایشان نمانده است.

خبرنگاران، با دلسوزی و کنجکاوی سر رسیدند، اما آنچه یافتند، تنها صف بلند اعضایی بود که چشم‌هایشان از اشک، و دست‌هایشان از بی‌حاصلی انتظار، خسته بود. در میان این جمعیت داغدار، معاون مسکن و ساختمان اداره کل راه و شهرسازی استان آذربایجان شرقی، مهندس رضوی، حضور داشت. حضور خبرنگاران برای او غافلگیرکننده بود، اما واقعیت تلخ این پروژه، غافلگیرکننده‌تر از هر چیز دیگری بود.

«مگر اعضا به وقتش پول واریز کرده‌اند که پروژه به وقتش تمام شود؟» این جمله‌ای بود که از زبان یکی از مسئولین شنیده شد پاسخی که تلخی ماجرا را دوچندان می‌کرد. انگار نه انگار که اعضا، تمامِ زندگی‌شان را، حتی آخرین یادگار پدر از دست رفته‌شان را، طلاهایشان را، برای این پروژه فدا کرده بودند. در حالی که پروژه در سال ۹۸ آغاز و در سال ۱۴۰۲ عملا شروع به کار شده بود، هنوز هم حرف از آورده و واریزی است.

یکی از بانوان، در حالی که اشک امانش نمی‌داد، از فروش آخرین یادگار پدرش برای یک واریزی ناچیز گفت. مردی دیگر، از همسر سرطانی‌ یکی از اعضا گفت که به دلیل نداشتن پول برای درمان، جان باخت. این‌ها تنها چند روایت از قصه‌های پرغصه و پر از دردِ این پروژه است. قصه‌هایی که نشان می‌دهد چگونه وعده‌های ساخت مسکن، به رویاهایی دست‌نیافتنی و هزینه‌هایی کمرشکن تبدیل شده‌اند.

اعضا، انگشت اتهام را به سمت پیمانکار نشانه می‌روند پیمانکاری که به نظر می‌رسد با کم‌کاری عمدی یا سهوی، ماه‌ها و سال‌ها، پول اعضا را معطل گذاشته و پروژه را به رکود کشانده است. آن‌ها از نبود یک قرارداد شفاف و محکم گلایه دارند، قراردادی که پیمانکار را ملزم به اجرای تعهداتش کند.

از سوی دیگر، مسئولین، فشار تأمین آورده‌های مالی توسط اعضا و جریمه نشدن پیمانکار در صورت تأخیر را مطرح می‌کنند. این چرخه باطل، خانواده‌هایی را که دیگر توان پرداخت ندارند، به سمت حذف شدن از پروژه سوق می‌دهد؛ پروژه‌ای که قرار بود سرپناهشان باشد، اکنون به دلیلی برای حذفشان تبدیل شده است.

این چندمین بار است که اعضا در مقابل خانه‌های نیمه‌کاره‌شان جمع می‌شوند؛ هر بار عده‌ای حذف می‌شوند و سرنوشت جایگزین‌ها در هاله‌ای از ابهام باقی می‌ماند. سکوت چهار ساله‌ بین سال‌های ۹۸ تا ۱۴۰۲، زخمی است که بر دل این مردم مظلوم و بی پناه نشسته و هیچ کس پاسخگوی آن نیست.

آن‌ها مدعی‌اند که بنیادها و پیمانکاران، با استناد به «افزایش ارزش منطقه»، از اعضا پول بیشتری طلب می‌کنند در حالی که این زمین، متعلق به مردم محروم بوده و نباید دستاویزی برای سودجویی عده‌ای شود.

«دیگر ندارم بخدا ندارم»، این فریاد پدری است که ماشین، فرش، و طلاهای همسرش را فروخته است. او می‌گوید اگر این‌ها را نگه می‌داشت، می‌توانست خانه‌ای بهتر و بدون منت برای خانواده اش بخرد. حالا نه تنها خانه‌ای ندارد، بلکه تهدید به حذف از پروژه نیز می‌شود.

وکیل حاضر در میان جمعیت، با اشاره به نبود قرارداد، از بلاتکلیفی حقوقی اعضا می‌گوید. او معتقد است در صورت فوت یکی از اعضا، بازماندگانش دستشان به هیچ جا بند نخواهد بود. این وضعیت، نیازمند ورود بالاترین مقامات است، چرا که پس از هفت سال، هنوز به پایان نرسیده است و تورم و گرانی بهانه ای برای افزایش آورده مردم شده است.

این مجتمع مسکونی، که قرار بود با زیربنای قابل توجه و در دو بلوک مرتفع ساخته شود، ظاهراً تنها در فاز فونداسیون در سال ۱۴۰۲ شروع شده و پیش‌بینی می‌شود تا پایان سال به اتمام برسد. اما متقاضیان، که در سال ۹۸، مبلغی حدود ۴۰ میلیون تومان سرمایه‌گذاری کرده بودند، و امروز مبالغی بین ۶۰۰ تا ۸۰۰ میلیون تومان واریز کرده اند با مبالغی بسیار بیشتر از توانشان از سوی پیمانکار مواجهند.

این سرمایه‌های از دست رفته، توان بازپرداخت وام‌های پیشنهادی را نیز از متقاضیان سلب کرده است. آن‌ها خواهان جبران خسارت دیرکرد و تکمیل پروژه هستند، اما مسئولین، قیمت روز ساخت و ساز را عاملِ افزایشِ هزینه‌ها می‌دانند.

مهندس رضوی، با تأکید بر اینکه این پروژه جزو طرح اقدام ملی و زمینِ ۹۹ ساله است و از تخفیف‌های شهرداری و خدماتِ نظام مهندسی برخوردار است، بیان می‌کند که منابع اصلی، وام بانکی و آورده‌ی متقاضیان است و عدم آورده‌ متقاضیان، مانع پیشرفت پروژه خواهد شد. او همچنین شروع پروژه را ملاک اخذ سرمایه نمی‌داند و پایان پروژه را ملاک اصلی معرفی می‌کند.

در میانِ این همه هیاهو و ناامیدی، یک سوال بزرگ در ذهنِ همگان نقش می‌بندد: چه کسی پاسخگویِ سال‌ها انتظار، سرمایه‌های از دست رفته، و خانواده‌هایی است که امیدشان به خانه‌دار شدن، در پیچ و خم بوروکراسی و قصور مسئولین، پرپر شده است؟ این فریادها، فریاد مردمی است که جز احقاق حق خود، خواهان چیز دیگری نیستند.