دمکراسی؛ انتخاب و مسئولیت
دمکراسی؛ انتخاب و مسئولیت

مهرتبریز-“محمدعلی صادقیان؛”فئودور داستایفسکی می‌گوید: «ما همه در برابر هر چیزی که در جهان وجود دارد، مسئولیم.» سرمنشأ این جمله، تأکیدات مدام  کتب آسمانی است که در مطالعات این نویسنده شهیر روسی رخ می‌نمایاند. ​ به گزارش خبرنگار ما در تبریز؛ آنچه در این جمله نهفته است، به دو صورت قابل تبیین است. نخست اینکه در […]

مهرتبریز-“محمدعلی صادقیان؛”فئودور داستایفسکی می‌گوید: «ما همه در برابر هر چیزی که در جهان وجود دارد، مسئولیم.» سرمنشأ این جمله، تأکیدات مدام  کتب آسمانی است که در مطالعات این نویسنده شهیر روسی رخ می‌نمایاند.

به گزارش خبرنگار ما در تبریز؛ آنچه در این جمله نهفته است، به دو صورت قابل تبیین است. نخست اینکه در جهان، هر اتفاقی که رخ بدهد،ما در برابر آن مسئول هستیم و دیگر اینکه هر آنچه قرار است  رخ بدهد، در حوزه مسئولیت ماست. به واقع کتب الهی همواره بر این مساله تاکید دارند که نمی‌توان از زیر مسئولیت شانه خالی کرد.

چنانکه فلاسفه و جامعه شناسان مدرن نیز در تئوری‌های خود بیان می‌کنند، انسان معاصر ملغمه‌ای از «اندیشیدن، تغییر کردن، انتخاب کردن و مسئولیت» است. دیگرنمی‌توان تمامیت انسان را صرفاً بر پایه این جمله بنا نهاد که: «می‌اندیشم، پس هستم.» یا در آن سو نمی‌توان تمام معنای دمکراسی را صرفاً به «انتخاب» کردن توسط اکثریت تقلیل داد.

روزگار نوین، جهان در حال انبساط و عصر ارتباطات معنای جدیدی از انسان و کارکردهایش پیش رو می‌گذارد. انسان معاصر در این جهان – که لحظه اکنون در آن به اندازه‌ای فشرده شده که انگار رویت نمی‌شود- چیزی در آستانه گذشته و آینده است و این در لحظه نبودن، هویت فردی او را به کلی سلب می‌کند. چنین می‌توان گفت که انسان معاصر پدیده‌ای اجتماعی و برآمده از گذشته و رخدادی برای آینده است. در چنین نگاهی، دمکراسی چیزی فراتر از یک انتخاب فردی است. کما اینکه با یادآوری رفتارشناسی فردی در انتخابات، می‌توان اینگونه استنتاج کرد که «تمام تلاش فرد بر این مدار است تا انتخابی انجام دهد که به نفع جمع باشد.» و این معنای مسئولیت در جهان معاصر است.

من انتخاب می‌کنم و مسئولیت آن را می‌پذیرم و بسط منطقی این جمله به اینجا می‌رسد که: «من از حق خود استفاده می‌کنم تا بهترین انتخاب را برای جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنم، انجام دهم و این پایان کار من نیست، پس از آن نیز مسئولیت به طور کامل از دوش من به دوش فرد انتخاب شده منتقل نمی‌شود.» آری، در جهانی که امکان انعکاس هر سخنی، ممکن شده و به عبارتی «هر صدایی شنیده می‌شود» این حق به حقوق نانوشته آحاد جامعه واگذار شده تا نظرات موافق، مخالف، توصیه و پیشنهاد خود را ارائه دهند. می‌توان فرایند دمکراسی را اینگونه تعبیر کرد: «دمکراسی، زیستن در فضای انتخاب و مسئولیت مدام است.» با این قرارداد نخستین پرسش این است که آیا ما این حق خود را – بهتر است بگوییم وظیفه- به خوبی به انجام می‌رسانیم؟ و پرسش دوم اینکه: حاکمیت، دولت و نظام اداری چه مقدار در تحقق این امر پشتیبان مردم است؟

در پاسخ به هر دو سوال فوق، بهترین ارجاع خطبه ۲۹ نهج‌البلاغه و سخن درخشان حضرت علی(ع) است که می‌فرمایند: «لایدرک الحق الا بالجد» حق به دست نمی‌آید مگر با تلاش و کوشش. آنچه این جمله رسا، دقیق و عمیق را به مرجعی برای همه متفکران جهان تبدیل کرده است، بیان جمله با استفاده از مصدر «درک کردن» است. گویی امیر مومنان بر آن است تا در ضمن بیان عقیده خود در تلاش برای کسب حق، هدف اصلی حق‌طلبی را: «درک» آن قلمداد کند. اینگونه است که بزرگترین لذت استفاده از حق، «لذت درک کردن آن» است.

همین که انسانی در جهان بداند که از حقوقی برخوردار است، قدرتمند خواهد بود. به عبارت دیگر ما بر اساس میزان حقوق خود، قدرت داریم. و نمی‌توان کتمان کرد که تاریخ بشر، تاریخ «اراده معطوف به قدرت» است، گو اینکه شکل این قدرت در گذر قرن‌ها تغییر کرده و به شکل مشارکت عمومی به ما رسیده است. می‌توان اینگونه گفت اگر شهروندی به دنبال حق خود باشد علاوه بر پذیرش مسئولیتی که موکد بزرگان و اندیشمندان است، با کسب قدرت در جامعه نقشی نوین برای خود تعریف می‌کند و از آن سو، دولتمردان نیز با پیگیری احقاق حقوق شهروندی ملّت، برای خود مشروعیت مردنی تعریف خواهند کرد. در چنین جامعه‌ای مردم و دولت روبروی هم نیستند و وظیفه مردم به روز انتخابات خلاصه نمی‌شود، از دیگر جهت دولتمردان به عنوان بازوی تصمیم‌گیری و اجرایی، خود را محدود و تنها نمی‌بینند.

با بررسی جوامعی در جهان که چنین الگوی رفتاری‌ای رادر پیش گرفته‌اند، می‌بینیم که سرعت پیشرفت و رشد اقتصادی، سیاسی و اجتماعی آنها بسیار بیشتر از جوامعی است که در آن ملت و دولت خود را روبروی هم می‌بینند. بهره‌گیری از چنین شیوه‌ای یقیناً نه تنها ضمن حفظ تضارب آراء و چندصدایی، به وحدت و همدلی بیشتر منجر خواهد شد و حتی استعدادهای جدید نیز در جامعه شکوفا خواهد شد. بی‌تردید در چنین فضایی جملاتی همچون «مردم ما را برای چهار سال انتخاب کرده‌اند، پس باید تحمل کنند» محلی از اعراب ندارد و برآمده از شکلی از دمکراسی است که به عقیده افلاطون به مرگ سقراط منجر خواهد شد. ادامه دارد…