مهر تبریز- سهیلا عباسپور– زندهنامان، آنهایی هستند که حضورشان هنوز ملموس است؛ کسانی که نامشان نه بر لوحها و تابلوها، بلکه در ذهن و دل جامعه زنده مانده است. در این میان، مالک رحمتی نمونهای است که میتواند تعریف واقعی مدیریت را نشان دهد؛ مدیری که پشت میز و صندلی اداری ننشست، بلکه در دل میدان و میان مردم حضور داشت و نشان داد اعتماد مردم با شعار به دست نمیآید، بلکه با عمل، صداقت و پیگیری مستمر شکل میگیرد
مالک رحمتی، متولد مراغه، پیش از استانداری در سمتهای کلان ملی و اقتصادی فعالیت داشت؛ از جمله رئیس سازمان خصوصیسازی ایران و معاون اجرایی در نهادهای وابسته به آستان قدس رضوی. در سال ۱۴۰۲بهعنوان استاندار آذربایجان شرقی منصوب شد و توانست در مدت کوتاه، با حضور مستقیم در محلات و بازارها، گوش دادن به مسائل واقعی مردم و پیگیری عملی آنها، دلها را به دست آورد.
تجربه او نشان داد که اثرگذاری واقعی ربطی به طول دوره مسئولیت ندارد؛ کیفیت عمل، تعهد و حضور میدانی کافی است.
او نه تنها مدیری عملی بود، بلکه توانست با هماهنگی بین نهادها، برنامهریزی برای حل مشکلات واقعی و ایجاد اعتماد عمومی، الگویی واقعی برای مدیریت موفق ارائه کند. رسانهها و مردم او را مدیری صادق، جوان و مردمی توصیف کردند؛ مدیری که حتی در مدت کوتاه حضورش توانست نامش را در حافظه جمعی ثبت کند و به نمادی از زندهنامی و اثرگذاری واقعی تبدیل شود.
متأسفانه در ۱۹اردیبهشت ۱۴۰۳، سقوط هلیکوپتر حامل او در منطقه ورزقان، نه تنها پایان یک زندگی، بلکه پایان نمونهای از مدیریت وفادار به مردم و واقعی بود. با این حال، نام او در جریان «زندهنامان تبریز» باقی مانده است؛ جریانی که نه برای تقدیر صرف، بلکه برای شناسایی، روایت و انتقال تجربههای مدیریتی و اجتماعی واقعی شکل گرفته و الگویی زنده برای نسلهای آینده است.
درس مالک رحمتی روشن است: قدرت واقعی نه در عنوان، بلکه در حضور، صداقت و تعهد به عمل است. او نشان داد که میتوان در کوتاهترین زمان، نامی ماندگار در دل جامعه ثبت کرد و مدیریتی اثرگذار بر جای گذاشت؛ مدیریتی که هنوز زنده است، چون اثرش در دل مردم باقی مانده است.


















