به گزارش خبرنگار ما از تبریز؛ گره روزهای کاری؛ ترافیک چندساعته ورودی شمالغرب تبریز در حد فاصل پارک کریمی مراغه ای تا پل وادی رحمت ، ورودی اتوبان شهید کسایی و در ادامه تا پل سپاه دیزل آباد
در ساعات اولیهی صبح، هزاران نفر از ساکنان شهر تبریز، کارکنان و کارگران کارخانههای فعال در شهرکهای صنعتی اطراف تبریز، کارخانههای تراکتورسازی ، پالایشگاه ، خودروسازی، فولاد و واحدهای تولیدی حاشیهای و همچنین شهروندان محلات ( کوجووار ، خلجان ، احمقیه ، رواسان اندیشه و … ) از شهرهای اطراف تبریز و استانهای همجوار مسیر خود به سوی تبریز و حتی مرکز را برای فعالیت روزانه آغاز میکنند.
اما آنچه بخشی از شهروندان تبریز و شهرهای مذکور هر روز تجربه میکند، چیزی فراتر از یک «ترافیک پرحجم» است. مسیر ورودی و خروجی جنوب غربی تبریز از ساعات ۶ تا ۱۰ صبح و سپس از حدود ۱۴ تا ۲۰ شب به صفی ممتد از خودرو تبدیل میشود؛ صفی که نهتنها زمان بلکه کیفیت زندگی شهروندان را میبلعد.
غیبت مسئولان نهادهای تصمیمگیر
در این میان، نهادهای مسئول از جمله شهرداری تبریز، معاونت ترافیک، سازمان حملونقل و ترافیک شهری، اداره راهنمایی و رانندگی و سایر ارگانهای شهرستان تبریز، تا امروز اقدام مشخص، قابل مشاهده یا حتی وعدهی معتبر و عملی برای مهار این بحران ارائه نکردهاند.
نه طرح کوتاهمدت دیده میشود، نه برنامه میانمدت، و نه افقی روشن برای حل یکی از بزرگترین معضلات شهری شمالغرب کشور. در حالیکه شهروندان هر روز زمان، انرژی و سرمایه خود را در این ازدحام بیپایان هزینه میکنند، مسئولیتپذیری نهادهای تصمیمگیر همچنان غایب است.
شمالغرب تبریز؛ صف طویل خودروها ازسمت صوفیان به تبریز
مشکلات تنها به محور غربی محدود نمیماند. ورودی شمالغربی تبریز از سمت صوفیان نیز بهویژه در غروب روزهای تعطیل، به یکی از بحرانیترین نقاط ترافیکی استان تبدیل شده است. مراجعان و مسافران تبریز بویژه در تابستان ، ساعتها در مسیر توقف میکنند؛ وضعیتی که نهتنها عبور و مرور شهری را مختل میکند بلکه وجههی اقتصادی و گردشگری تبریز را نیز آسیبپذیر ساخته است.
هزینههای پنهان، خسارتهای آشکار
ترافیک تنها زمان نمیگیرد؛ بلکه هوای شهر را مسموم میکند. حجم بالای مصرف سوخت در خودروهای درجامانده، سالانه هزاران تُن آلاینده وارد جو تبریز میکند و سلامت شهروندان را تهدید میسازد. افزون بر این، هزینههای اقتصادی ناشی از تأخیر در رفتوآمد، استهلاک خودروها و کاهش بهرهوری کاری، در نهایت به دوش مردم و بنگاههای اقتصادی میافتد.
و با این حال، کمتر صدایی از برنامهریزی جامع شنیده میشود؛ نه از سوی مسئولان شهری و نه مدیران حوزه حملونقل.
لزوم رویکرد نو در مدیریت شهری
تبریز دیگر نمیتواند چشم بر واقعیت ببندد. بحران ترافیک به وضعیتی رسیده که ادامهی آن، زیانهای اقتصادی و روانی سنگینی برای جامعه در پی دارد. اکنون زمان آن است که نهادهای مسئول با نگاه علمی و آیندهنگرانه، دست به طراحی مجدد شریانهای ارتباطی، توسعه مسیرهای جایگزین، بهکارگیری سیستمهای هوشمند کنترل ترافیک و تقویت حملونقل عمومی بزنند.
شهروندان سالهاست در انتظار تغییرند، و اگر امروز مدیریت شهری گوش شنوایی نداشته باشد، فردا شاید برای اصلاح دیر شود.
فعال اجتماعی و فرهنگی- علیاکبر رضائی کجاباد


















