مهر تبریز_فائزه زنجانی: کلانشهر تبریز این روزها با معضل ترافیک سنگین و پیامدهای ناگوار آن بر سلامت روان شهروندان دست و پنجه نرم میکند.
شاهد این مدعا صحنههایی است که هر روز در خیابانهای شهر مشاهده میشود؛ درگیریهای لفظی و حتی فیزیکی بر سر کوچکترین اختلاف نظر در رانندگی که نشان از افزایش شدید تنشهای روانی در بین شهروندان دارد.
صحنههایی که گاه در سطح شهر دیده میشود، نزاعهای لفظی و حتی فیزیکی بر سر جای پارک یا یک سبقت ساده است. بسیاری از رانندگان، راه حل را در فشردن بوق خودرو به عنوان ابزار اعتراض میبینند، غافل از اینکه این صداهای ناهنجار، خود عاملی برای تشدید تنش جمعی است.
تأثیرات مخرب ترافیک بر سلامت روان از دید یک روانشناس
دکتر علی محمدپور، روانشناس بالینی در گفتوگو با خبرنگار فارس با اشاره به تأثیرات مخرب ترافیک بر سلامت روان میگوید: قرار گرفتن طولانیمدت در ترافیک موجب افزایش ترشح هورمونهای استرس از جمله کورتیزول و آدرنالین میشود.
وی میافزاید: این وضعیت در بلندمدت موجب کاهش آستانه تحمل، افزایش پرخاشگری و در مواردی بروز اختلالات اضطرابی میشود که نمونههای عینی آن را در درگیریهای خیابانی شاهد هستیم.
ترافیک تبریز تبدیل به مسالهای اجتماعی شده است
دکتر مریم تقوی، جامعهشناس نیز در گفتوگو با فارس میگوید: ترافیک سنگین در تبریز از حالت یک معضل ترافیکی صرف خارج شده و به مسئلهای اجتماعی تبدیل شده است.
وی تصریح میکند: برای حل این مشکل نیازمند عزم جدی دستگاههای اجرایی و مشارکت شهروندان هستیم.
بر اساس پرسش میدانی خبرنگار فارس از رانندگان تبریزی، درصد بالایی از آنان ترافیک را عامل اصلی عصبانیت و استرس خود در طول روز عنوان میکنند.
فشار روانی رانندگان با ساعتهای طولانی پشت ترافیک
ناصر رضایی، یکی از رانندگان با سابقه تاکسی خطی تبریز به خبرنگار فارس میگوید: سابقه ۲۰ سال رانندگی در تبریز دارم، اما هرگز اوضاع به این وخامت نبوده است.
وی میافزاید: امروز شاهد هستیم که برای کوچکترین مسئلهای، درگیریهای شدید رخ میدهد که این نشان از فشار روانی بالای مردم دارد. سالها پیش بسیاری از اختلاف نظرها با یک عذرخواهی ساده حل میشد.
سعید نوروزی، کارشناس مسائل ترافیکی نیز در گفتوگو با فارس راهحلهای برونرفت از این بحران را برشمرده و میگوید: تکمیل پروژههای مترو، توسعه خطوط بیآرتی و اجرای سیستمهای هوشمند ترافیکی از ضروریات است.به نظر میرسد حل معضل ترافیک تبریز که اینک به عاملی برای تهدید سلامت روان شهروندان تبدیل شده، نیازمند عزمی جدی و برنامهریزی علمی است؛ قبل از آنکه شاهد پیامدهای جبرانناپذیر آن باشیم.


















