صاحب خانه،خانه ی خودرابهتر می شناسد
صاحب خانه،خانه ی خودرابهتر می شناسد

در برخی از موارد مدیر غیر بومی، سرمایه ها و منابع انسانی فرهیخته را مزاحم، رقیب و جانشین خود می پندارند و اقدام به حذف شخصیتهای بومی می کنند اما این مدیران بومی هستند که آغوش خود را برای تربیت فرزندان بومی می گشایند و در پشتیبانی از آنها از هیچ تلاشی دریغ نمی کنند. […]

در برخی از موارد مدیر غیر بومی، سرمایه ها و منابع انسانی فرهیخته را مزاحم، رقیب و جانشین خود می پندارند و اقدام به حذف شخصیتهای بومی می کنند اما این مدیران بومی هستند که آغوش خود را برای تربیت فرزندان بومی می گشایند و در پشتیبانی از آنها از هیچ تلاشی دریغ نمی کنند.
یکی از مؤلفه های کلیدی موفقیت در مدیریت ، قدرت خطر پذیری است مدیر غیر بومی به دلیل زود گذر بودن دوره مأموریت اهل آزمون و خطا نیست و خود را درگیر اصلاح و تحول نمی کند.بومی گرایی یا مدیریت بومی که امروزه در ارتباط با آن بحث های زیادی مطرح می شود با بسیاری از واژه های هم ردیف یا نزدیک بدان مانند طایفه گرایی سیاسی و قومی متفاوت است.
از نگاه صاحب نظران ، بومی گرایی، استفاده بهینه از توان یا ظرفیتهای انسانی منطقه بدون توجه به تعلق ها و وابستگی های طایفه ای، زبانی ، گروهی و سیاسی تعریف شده است تجربه موفق در بهره گیری از این نیروها ، هم برای دولت و هم برای مردم این مناطق از مزایای چشمگیری برخوردار است .
تجربه ثابت کرده است شخصی که به آداب و سنن و رسوم مردم یک منطقه آشنا نیست نمیتواند خدمات متناسب با شرایط منطقه را ارائه دهد. مهارت مدیریتی بدون شناخت تفضیلی امکان پذیر نخواهد بود هر اندازه که یک مدیر شناخت کامل جغرافیائی ، فرهنگی ، علمی و … داشته باشد به همان میزان موفق تر عمل خواهد کرد.
مدیران بومی علاوه بر جنس خدمت و عشق به سرزمین مادری خود ، به خاطر علم و آگاهی و اشراف به منطقه محل خدمت میتوانند سرعت عمل بیشتری هم داشته باشند و با غرور منطقه ای قادرند بازدهی بیشتری نسبت به مدیر غیر بومی ایجاد کنند چرا که مدیران بومی بعد از پایان کار خود پاسخگوی عملکردشان به مردم خواهند بود و با شناختی که از قبل نسبت به وضعیت اقتصادی مدیر بوجود آمده وضعیت اقتصادی پیشین و فعلی مدیر را میتوان مورد مقایسه منطقی قرار داد اما مدیر پروازی و غیر بومی هرگز چنین خواصی ندارد .
مدیر بومی همواره مراقب عملکرد خودوخویشاوندانش درخصوص روابط اجتماعی ، سیاسی، فرهنگی ، اقتصادی و غیره خواهد بود و سعی می کند از خود آثار و یادگاری مثبتی به جا بگذارند و با عشق خدمت کنند . تجربه سنوات اخیر در منطقه آزاد ارس باید به دولت آقای رئیسی و دکتر سعید محمد بعنوان دبیر شورای عالی مناطق آزاد و نیز نمایندگان محترم مجلس که سعی فراوان برای انتصاب فرد مورد نظر خود به به منطقه آزاد ارس را داشتند درس عبرتی میشد که در منطقه آزاد ارس ( مدیر غیر بومی ) نه تنها برای اهالی ارس و مردم آذربایجان دستاوردی نداشته که این منطقه آزاد راهبردی را به قهقرا سوق داده است. نادیده گرفتن خواست مردم در دولت گذشته نیز درانتصاب مدیر پروازی غیر بومی،حاصلی جزخسران مادی و معنوی بدنبال نداشت.
باید این را باور کنیم به واقع مدیران بومی بسیار مثمر ثمر میتوانند باشند زیرا یک مدیر بومی لایق و متخصص به شایستگی میتواندبا احساس تعلق، دلسوزی خالصانه و شناخت همه جانبه نسبت به محیط پیرامون خود ، زمینه پیشرفت را فراهم نماید و در این راستا طبیعی است که انتخاب مدیران بومی میتواند جذب اعتماد عمومی بیش از پیش شهروندان نسبت به مسئولین شهرشان را بدنبال داشته باشد .

رکود وفترت حاصل از نبود تعامل و چالش عدم مقبولیت درزمان تصدی مدیر غیر بومی و پروازی فعلی حداقل انتظاری بود  که مردم آذربایجان برای تعیین مدیر بومی شایسته و کارآمد و تغییر رویکرد دولت انقلابی در انتصاب مدیر این منطقه (در حال احتضار ) از اولین دولت گام دوم انقلاب داشتند و دارند بنابراین بازنگری انقلابی درمؤلفه های مؤثر برای انتصاب مدیر منطقه آزاد ارس مطالبه جدی مردم آذربایجان،نخبگان اقتصادی، رسانه ها، سرمایه گذاران و تجار داخلی و خارجی و کارآفرینان منطقه است.

محمدعلی صادقیان ( دکترای مدیریت منابع انسانی )