مهر تبریز- سهیلا عباسپور: در دنیای امروز، اخبار به سرعت میآیند و میروند. لحظهای شاهد یک رخداد هستیم و چند ساعت بعد یا چند روز بعد، همه چیز فراموش میشود. جنگ، بحران، خشونت یا فجایع انسانی در نگاه اول ثبت میشوند، اما جزئیات زندگی واقعی انسانها اغلب در این گذر سریع از دست میرود. در چنین شرایطی، حضور یک عکاس میتواند نقش بسیار حیاتی پیدا کند. این دقیقاً همان کاری است که بهزاد پروینقدس انجام داده است: او با دوربین خود نه صرفاً لحظهها را ثبت کرده، بلکه حافظهای زنده از تجربه انسانی ساخته است.
عکسهای خبری کلاسیک، که اغلب در رسانهها میبینیم، تابع منطق سرعت و اطلاعرسانی هستند. هدف اصلی آنها ثبت لحظه و انتقال خبر است: چه کسی چه کار کرده، چه اتفاقی رخ داده و چرا اهمیت دارد. این عکسها غالباً سوژه را در مرکز توجه قرار میدهند و روایتشان روشن و خطی است. جزئیات کوچک، لحظات عادی و واکنشهای انسانی معمولاً در این
سیستم جایگاهی ندارند. نگاه دوربین در این عکسها بیطرف و فاصلهمند است و وظیفهاش تنها انتقال واقعیت عینی است.
اما عکسهای پروینقدس مسیر دیگری را طی میکنند. او نه تنها مستند میکند، بلکه تأمل میسازد. عکسهای او پر از جزئیات زندگی روزمره انسانها در دل بحران هستند؛ نگاهها، ژستها، انتظار کشیدنها، گفتگوهای کوتاه میان نیروهای عادی و حتی سکوت و تنهایی انسانها در لحظات سخت. در تصاویر او، سوژه گاهی در مرکز نیست، بلکه در حاشیه رخداد قرار دارد، و همین حاشیهها هستند که تجربه واقعی زندگی و جنگ را منتقل میکنند.
یک ویژگی مهم دیگر، زمان و صبر در آثار پروینقدس است. عکس خبری باید سریع و لحظهای ثبت شود، اما او به دنبال لحظهای است که پیوستگی و عمق تجربه انسانی را نشان دهد. عکسهای او حاصل صبر، مشاهده و حضور در صحنهاند، بدون شتاب خبری. این صبر، تصاویر او را از عبور سریع رسانهای نجات میدهد و به آنها امکان میدهد فضایی برای تأمل و بازاندیشی ایجاد کنند.
همانطور که پیشتر اشاره شد، آثار او چیزی فراتر از سند خبری هستند؛ آنها آرشیوی شخصی و حافظه جمعی بصری ایجاد میکنند. آرشیوی که نه فقط برای بازنمایی جنگ یا رخداد خاص ساخته شده، بلکه برای جلوگیری از نابودی جزئیات انسانی و زندگی روزمره در تاریخ رسمی. این تصاویر به ما یادآوری میکنند که تاریخ رسمی، حتی اگر دقیق باشد، همیشه ناکامل است؛ چرا که جزئیات کوچک، احساسها و لحظات معمولی انسانها را ثبت نمیکند.
اهمیت کار پروینقدس در این است که تصاویر او نه پایان جنگ را نشان میدهند و نه قهرمانمحور هستند؛ بلکه زندگی را نشان میدهند، حضور انسانها را ثبت میکنند و امکان بازگشت به تجربه واقعی را فراهم میآورند. این نگاه تأملی، انسانی و صبور، یادآور آن است که مبارزه با فراموشی، فقط در نگه داشتن تصویر و ثبت جزئیات کوچک نهفته است، نه در بیانیه یا شعار رسمی.
درس این تجربه برای ما روشن است: حافظه ماندگار تنها از طریق ثبت جزئیات انسانی، توجه به تجربه واقعی و قدردانی از مفاخر زنده شکل میگیرد. تصویر میتواند حافظه باشد، ثبت باشد و آینهای برای نسلهای آینده. و جامعهای که این حافظه را پاس میدارد، نه فقط تاریخ خود را زنده نگه میدارد، بلکه هویت انسانی خود را نیز حفاظت میکند.
در پایان، بد نیست یادمان باشد که حافظه فقط در آرشیوها و اسناد رسمی شکل نمیگیرد؛ گاهی در همان قابهای ساده و صبورانهای ماندگار میشود که بیادعا ثبت شدهاند. شاید از همین روست که شهر تبریز، با برگزاری همایشی با عنوان «زندهنامان»، میکوشد از کسانی یاد کند که هنوز در میان ما هستند و سهمی واقعی در شکل دادن به حافظه و هویت این شهر داشتهاند. در این میان، تجلیل از بهزاد پروینقدس بیش از آنکه یک مراسم رسمی باشد، نوعی قدردانی آرام از نگاهی است که با دوربین خود، زندگی، انسان و لحظههایی را ثبت کرده که اگر ثبت نمیشدند، بهسادگی در هیاهوی فراموشی گم میشدند. این یادآوری، نه پایان یک متن، بلکه تأکیدی دوباره است بر این حقیقت ساده که بعضی تصویرها، فقط دیده نمیشوند؛ میمانند.


















