وقتی شکار، امتیاز بود نه جرم؛ روایت یک تخریب سازمان‌یافته در دوره پهلوی»
وقتی شکار، امتیاز بود نه جرم؛ روایت یک تخریب سازمان‌یافته در دوره پهلوی»
تخريب محيط‌زيست در ايران، يک اتفاق ناگهاني و مربوط به سال‌هاي اخير نيست. اين روند، ريشه‌هاي تاريخي دارد و يکي از دوره‌هاي مهم در تشديد آن، سال‌هاي حکومت پهلوي است؛ دوره‌اي که در آن، توسعه شتاب‌زده و نمايشي، جايگزين حفاظت اصولي از منابع طبيعي شد.

مهر تبریز- سهیلا عباسپور : تخریب محیط‌زیست در ایران، یک اتفاق ناگهانی و مربوط به سال‌های اخیر نیست. این روند، ریشه‌های تاریخی دارد و یکی از دوره‌های مهم در تشدید آن، سال‌های حکومت پهلوی است؛ دوره‌ای که در آن، توسعه شتاب‌زده و نمایشی، جایگزین حفاظت اصولی از منابع طبیعی شد.

اسناد باقی‌مانده از مجوزهای رسمی شکار نشان می‌دهد که شکار گونه‌های شاخصی مانند پلنگ، خرس و گربه‌وحشی نه‌تنها ممنوع یا محدود نبود، بلکه با مجوزهای مشخص در اختیار شکارچیان — حتی اتباع خارجی — قرار می‌گرفت.

این فقط یک خطای اجرایی نبود؛ نشانه یک سیاست و یک نگاه بود: حیات‌وحش به‌عنوان منبع تفریح و امتیاز، نه ثروت ملی. در همان دوره، قرق‌گاه‌ها و شکارگاه‌های متعدد برای دربار و ثروتمندان ایجاد شد. شکار، به سرگرمی طبقه حاکم تبدیل شد و گونه‌های ارزشمند جانوری هدف قرار گرفتند.

گزارش‌ها از شکارهای گسترده در داخل و حتی خارج از کشور توسط وابستگان دربار حکایت دارد. وقتی ساختار قدرت خود در صف اول مصرف‌کنندگان حیات‌وحش قرار می‌گیرد، عملاً پیام حفاظت به حاشیه رانده می‌شود.

همزمان، پروژه‌های عمرانی بزرگ در زیست‌بوم‌های حساس بدون ارزیابی محیط‌زیستی اجرا شد. پاک‌تراشی اراضی و ساخت‌وساز در مناطق بکر، بخشی از پروژه «تجدد» معرفی می‌شد. توسعه، پیوست محیط‌زیستی نداشت و طبیعت، هزینه پنهان این شتاب‌زدگی را پرداخت کرد. از سوی دیگر، مدل حفاظت نیز مردمی نبود. ساختارها دستوری بودند و مشارکت اجتماعی جایگاه جدی نداشت.

مناطق حفاظت‌شده ایجاد می‌شد، اما بدون همراه کردن جوامع محلی و بدون برنامه آموزشی گسترده. نتیجه، افزایش تخلفات و فاصله میان قانون و جامعه بود. نکته قابل توجه این است که حتی برخی اعتراف‌های بعدی مقامات همان دوره درباره خطا در الگوی مصرف انرژی و تقدم بی‌قید توسعه صنعتی، نشان می‌دهد که هشدارها بی‌پایه نبود.

با این حال، این بازنگری‌ها زمانی مطرح شد که آسیب‌ها وارد شده بود. امروز اگر از بحران محیط‌زیست سخن می‌گوییم، باید سهم سیاست‌گذاری‌های گذشته را صریح و مستند ببینیم.

دوره پهلوی، نمونه‌ای روشن از توسعه بدون ملاحظه محیط‌زیست است؛ توسعه‌ای که در ظاهر مدرن بود، اما در باطن، بدهی سنگینی برای طبیعت ایران برجای گذاشت.